بیا تا حواسش نیست دور شویم
من این قصه را به تباهی نکشاندم؛ این قصه پیش از من تباه شده بود. من فقط بخشی از این تباهی شدم بیآنکه سهمی در ایجادش داشته باشم. این قصه مرا هم با خود تباه کرد. شاید هم اصلن قصهْ قصهی تباهی بود. شاید قصه آمده بود به قصد تباهی، ذاتش تباهی بود. حالا دیگر […]
