گزارش نیک چیست؟
در صفحهی گزارش نیک، هر روز لیستی از کارها، افکار و احساسات نیک روز مینویسم؛ هر چیزی که حال خوبی در من ایجاد کرده باشد یا به هر طریقی نیک باشد.
در صفحهی گزارش نیک، هر روز لیستی از کارها، افکار و احساسات نیک روز مینویسم؛ هر چیزی که حال خوبی در من ایجاد کرده باشد یا به هر طریقی نیک باشد.
۱- آنقدر گلگاوزبان خوردهام که گاوها زبان بازکردهاند و زبانها گل درآوردهاند و گلها گاوباز شدهاند.
۲- به نظرم متوسلنشدن به دارو برای دردهای قابلتحمل، مثل گوشدادن به غرولندهای کوچک بدن است تا تبدیل به فریاد نشوند. مثل یک رابطه است که باید در آن به مشاجرات کوچک تن داد و آنها را رفع کرد تا تبدیل به یک کودتای بزرگ نشوند.
۳- بعد از یک روز و نیم قهوه خوردم. دور ماندن از قهوه در مریضی از خود مریضی دردناکتر است.
۴- در مورد موضوعی از عقیدهی خودم کوتاه آمدم و نفع عمومی را لحاظ کردم، بعد هم برایش اقدام کردم، از نتیجه هم خرسندم.
۵- از هوای آزاد و باد ملایمی که میوزید بهره بردم.
۶- به خاطرات یک مرد دیگر متولد ۱۳۳۲ گوش کردم که میگفت اولین حقوقش به عنوان یک معلم ۹۳۰ تومان (تکتومانی) بوده درحالیکه پیش از استخدام در آموزشوپرورش خودش ماهی چهارهزار تومان درآمد داشته.
۱- سفر کوتاهی رفتم برای کاری که سالهاست پیگیرش هستم. واقعن امیدوارم نتیجهاش نیک باشد چون دیگر رمق پیگیری ندارم.
۲- کنار جاده یک اسب سفید دیدم.
۳- سیب خوردم، دنیایی که سیب در آن هست ارزش زندگیکردن را دارد. خوب کرد آدم که سیب را خورد و آمد، من هم بودم میخوردم.🍎
۴- برقناخن زدم، تنها چیزی که فعلن میتوانم روی ناخنهایم تحمل کنم همین برقناخن است، حتی تحمل یک لاک ساده را هم ندارم، چه رسد به آن چیزهای مصنوعی عجیبوغریب. برقناخن اما چیز نیکی است، چون حالت را خوب میکند بدون آنکه بفهمی چرا حالت خوب شده است.
۵- خیلی اندیشیدم به اینکه «کاش بلد بودیم مواجههی نرمتری با مرگ داشته باشیم، کاش میفهمیدیم فرصتمان کوتاهتر از آن است که در اندازهگیری بگنجد، کاش مرگ برایمان اینقدر داغ و دور و دردناک نبود.» مرگاندیشی نیک است.