گزارش نیک؛ یکشنبه ۱۰ خرداد

۱- سفر کوتاهی رفتم برای کاری که سال‌هاست پیگیرش هستم. واقعن امیدوارم نتیجه‌اش نیک باشد چون دیگر رمق پیگیری ندارم.

۲- کنار جاده یک اسب سفید دیدم.

۳- سیب خوردم، دنیایی که سیب در آن هست ارزش زندگی‌کردن را دارد. خوب کرد آدم که سیب را خورد و آمد، من هم بودم می‌خوردم.🍎

۴- برق‌ناخن زدم، تنها چیزی که فعلن می‌توانم روی ناخن‌هایم تحمل کنم همین برق‌ناخن است، حتی تحمل یک لاک ساده را هم ندارم، چه رسد به آن چیزهای مصنوعی عجیب‌و‌غریب. برق‌ناخن اما چیز نیکی است، چون حالت را خوب می‌کند بدون آنکه بفهمی چرا حالت خوب شده است.

۵- خیلی اندیشیدم به اینکه «کاش بلد بودیم مواجهه‌ی نرم‌تری با مرگ داشته باشیم، کاش می‌فهمیدیم فرصت‌مان کوتاه‌تر از آن است که در اندازه‌گیری بگنجد، کاش مرگ برایمان اینقدر داغ و دور و دردناک نبود.» مرگ‌‌اندیشی نیک است.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی