گزارش نیک؛ سهشنبه ۱۲ خرداد
۱- آنقدر گلگاوزبان خوردهام که گاوها زبان بازکردهاند و زبانها گل درآوردهاند و گلها گاوباز شدهاند.
۲- به نظرم متوسلنشدن به دارو برای دردهای قابلتحمل، مثل گوشدادن به غرولندهای کوچک بدن است تا تبدیل به فریاد نشوند. مثل یک رابطه است که باید در آن به مشاجرات کوچک تن داد و آنها را رفع کرد تا تبدیل به یک کودتای بزرگ نشوند.
۳- بعد از یک روز و نیم قهوه خوردم. دور ماندن از قهوه در مریضی از خود مریضی دردناکتر است.
۴- در مورد موضوعی از عقیدهی خودم کوتاه آمدم و نفع عمومی را لحاظ کردم، بعد هم برایش اقدام کردم، از نتیجه هم خرسندم.
۵- از هوای آزاد و باد ملایمی که میوزید بهره بردم.
۶- به خاطرات یک مرد دیگر متولد ۱۳۳۲ گوش کردم که میگفت اولین حقوقش به عنوان یک معلم ۹۳۰ تومان (تکتومانی) بوده درحالیکه پیش از استخدام در آموزشوپرورش خودش ماهی چهارهزار تومان درآمد داشته.
