حرف خاصی برای گفتن ندارم
آنقدر در چای دادن به مردم ممارست کردیم تا هوا رو به خنک شدن رفت. در چلهی تابستان هم دست برنداشتیم از چای دادن، اولن اینکه همت نداشتیم شربت درست کنیم، دومن مادر عاشق چای بود. هرچند که ایرانیجماعت دست رد به سینهی چای دمی آن هم ساعت ۷:۳۰ صبح که حتمن خودش چای نخورده […]
