گزارش نیک؛ پنجشنبه ۱۴ خرداد
۱- امروز صفحات صبحگاهیام به بیست و دو صفحه رسید. تقریبن هیچوقت کمتر از چهار صفحه نیست و متوسطش شش صفحه است، اما هر بار که از ده صفحه عبور میکند یعنی به چیزی برخوردهام، انگار داشتی باغچه را میکندی و آن زیر به یک سنگ بزرگ برخوردهای. حالا باید آنقدر بکنی تا آن سنگ خارج شود و بتوانی نهال تازه را بکاری. آنقدر کندم تا بالاخره سنگ درآمد. بیوقفه نوشتم، تقریبن از درد انگشتهایم متوقف شدم. اما گشایشی که میخواستم رخ داد. الهی شکر برای گشایش.
۲- تا کردن منظم لباسها از مرضهای دیرینهی من است که روشهای زیادی را برایش آزمودهام و حالا بعد از سعیوخطاهای بسیار به جمعبندی مطلوبی رسیدهام. قبلن این کار برایم عذابآور بود چون احساس میکردم تلاشهایم هیچ نتیجهای ندارند، اما حالا ساده و حتی لذتبخش شده است. خوشحالم که تسلیم نشدم، نتیجه سرانجام از راه میرسد اگر بهقدر کافی ادامه دهی.
۳- عمو جان زنگ زده بود که میآید به دیدن پدر، من هم سریع وسایل پذیرایی را برایش مهیا کردم و به بهانهی مریضی و وبینار فلنگ را بستم که البته دروغ هم نبودند. معاشرت از ارزشهای مهم اینجانب است. 🤥😵💫
۴- وبسایتها هنوز خیلی کار دارند تا به سرانجام برسند، اما کلی کار هم انجام شده است. همین خودش خوب است.
۵- عکس پروفایل واتساپ را بعد از هزار سال تغییر دادم. یادم رفته بود که میشود این کار را هم کرد. یک عکس خندان گذاشتم تا خیلی نیک عمل کرده باشم.
