آدم ها در جریانِ یک رابطه ی دو نفره به اندازه ی یک لشگر تلفات می دهند تا مهارتی کلیدی را بیاموزند. مهارتی به نام “پذیرش” که تنها راهِ حفظ کردن و لذت بردن از روابط است. اینکه آدم ها را دقیقا همانطور که هستند و با تمام تفاوت هایی که با ما دارند بپذیریم و تلاش نکنیم که غیر ممکنی به اسم ِ تغییر دادن افراد را ممکن کنیم، چون نتیجه اش فقط و فقط اتلاف انرژی و نارضایتی دائمی ست.
پاسخ های بیخودی که معمولا کامپیوتری ها به سوالات غیرکامپیوتری ها می دن وقتی که این سوالات پای تلفن پرسیده میشن:
- ویروس داری.
- آپدیت نیستی.
- فایروالت فعاله.
- درایورش نصب نیست.
- کَش رو خالی کن.
- مودم رو خاموش–روشن کن.
- باطری لپ تاپ رو در بیار.
……
این جواب ها به این دلیل نیست که فکر می کنن طرف نمی فهمه. بلکه به این خاطره که حل کردن مشکلات کامپیوتری پای تلفن مثل این می مونه که از دکتر بخوایم بیمار رو تلفنی درمان کنه بدون معاینه و آزمایش و دارو حتی. پس این دفعه که برای کامپیوترتون مشکلی پیش اومد به جای زنگ زدن به نوه ی خالتون که احتمالا ترم اول دانشگاهه و دوست داره خودی نشون بده، کامپیوتر رو ببرید پیش متخصصین این کار تا هم چرخه ی این کسب و کارها بچرخه و هم اینکه مشکلتون سریع تر رفع بشه.
کانال تلگرام: در کانال تلگرام تجربهی خودم از جوشهای زیرپوستی و نحوهی درمان رو منتشر کردم. اگر فرصت کنم یه مقاله هم حتما مینویسم و میذارم روی سایت. اما فعلا اگر دوست دارید دربارهی تجربهی من بدونید به کانال تلگرام مراجعه کنید:
NoAcne@
لینک کانال تلگرام: t.me/NoAcne
گروه همفکری: دوستان من یک گروه روی سایت ایجاد کردم تا افراد بتونن با همدیگه در ارتباط باشن، عکس آپلود کنن، به سوالات هم پاسخ بدن و اطلاعات مفید خودشون رو در اختیار سایر اعضای گروه قرار بدن. خیلی خوشحال میشم اگر به گروه «همفکری» بپیوندید، مطمئنن حضور شما به افراد زیادی کمک خواهد کرد.
لینک گروه: همفکری
داستان من و آکنه
من تا پانزده سالگی پوستی مثل برگ گل داشتم. وقتی میگویم برگ گل واقعن اغراق نمیکنم؛ پوستی شفاف بدون حتی یک لک، که در اثر خوردن میوههای تازه و آب که از بچگی جز عادتهای من بوده، بی نهایت سالم و سرزنده بود. از شانزده سالگی ناگهان آکنه با نرخی نجومی شروع به تولید شدن بر روی پوست من کرد. ابتدا برای چند سال جوشها فقط بر روی پیشانی بودند. وقتی صحبت از جوش میکنم منظورم یکی دو تا جوش کوچک نیست، منظورم پوشیده شدن کامل پوست با جوشهای بسیار بزرگ و متورم است. بر روی پیشانی من حتی یک جای خالی نبود. کسانی که مرا میشناسند کاملن این موضوع را تایید میکنند. کم کم پوست صاف و شفاف من به علت باقی ماندن اثر جوشها و همچنین تولید مداوم آکنهْ دچار پیری زودرس شد. چروک و چالههایی بودند که بر روی پوست بعد از هر جوش باقی میماندند. من هم که نمیتوانستم صورتم را دستکاری نکنم (از بس که اعتماد به نفسم پایین آمده بود) به این مساله دامن میزدم.
قاعدتن درمان را شروع کردم. دهها پزشک را دیدم و انواع داروها را مصرف کردم. من که تا قبل از آن نمیدانستم معده در کجای بدن قرار گرفته و وقتی کسی میگفت معده اش درد میکند نمیفهمیدم کجای بدن آدم درد میگیرد که میفهمد معدهاش است، بر اثر خوردن انواع و اقسام آنتیبیوتیکها به خوبی جای معده را یاد گرفتم. تمامِ محلولهای پوستی، تمام صابونها و تمام داروها را مورد استفاده قرار دادم. حتی چندین دوره به درمان با داروهای گیاهی روی آوردم.
یکی از پزشکان تشخیص داد که احتمالن علت جوشهای صورت من ایجاد شدن کیست در ناحیه تخمدان و رحم است، بنابراین «دیان» تجویز شد. برای مدت یک سال جوشها از بین رفتند. سپس بدن من به دیان عادت کرد و دوباره آکنه شروع شد. در اینجا من حدودن ۲۳ ساله بودم. حالا دیگر آکنهها که قبلا فقط در ناحیه پیشانی بودند به تمام صورت سرایت کرده بودند. هر روز صبح که بیدار میشدم با چند جوش جدید مواجه میشدم که همگی چرکی و بزرگ و متورم بودند. گاهی در وسط روز متوجه میشدم که یک جوش جدید دیگر تولید شده است و واقعن کلافه بودم.
پوستِ گونهها که قبلن واقعن صاف بودند حالا دیگر پر از چاله چوله و لک شده بودند و افسردگی در من شدت میگرفت. تا اینکه دل را به دریا زدم و به دکتری مراجعه کردم و گفتم که من آمدهام تا «آکوتان» مصرف کنم، قبلن تمام درمانها را تست کردهام و هیچ کدام جواب ندادهاند.
(آکوتانها خانوادهای از داروها هستند که اصولن جهت درمان جوشهای ناشی از اختلالات کارکرد کبد تجویز میشوند. این داروها شامل میزان زیادی از ویتامین آ هستند. بنابراین سطح ویتامین آ را در بدن به حد سمی شدن بالا میبرند که از عوارض آن خشکی بیش از حد پوست است. این دارو همچنین کلسترول را بالا میبرد)
اما من میخواستم مصرف کنم. آن زمان این دارو در صورت گرفتن تاییدیه بیمه، مشمول بیمه بود.
من دورهی درمانی را به صورت جدی با «روآکوتان» شروع کردم. هر دو ماه یکبار به مدت حدود یک سال به دکتر مراجعه کردم. هر دو ماه آزمایش خون میدادم تا میزان کلسترول و آنزیمهای کبدی را بررسی نمایم. از تمام مواد غذایی که میزان کلسترول و یا ویتامین آ را افزایش میدادند به طور کامل پرهیز کردم و به این ترتیب با وجود اینکه ما به صورت ارثی سابقهی کلسترول بالا داریم توانستم تا آخرین دانهی قرص به درمان ادامه دهم. معمولن تعداد قرصها سه برابر وزن هر فرد تجویز میشود (میزان مصرف من را در قسمت پایین مطالعه نمایید).
در دو ماه شروعِ مصرف، روزی یک عدد قرص مصرف میکردم و سپس روزی دو عدد. عوارض این دارو بر روی افراد مختلف متفاوت است. بعضی افراد (مثل من) در شروع مصرف دارو دچار آکنهی بسیار شدید میشوند و سپس بدن شروع به کاهش و قطع تولید آکنه میکند.
برای دو ماه کامل نتوانستم از خانه خارج شوم. هرگز در تمام این سالهایی که گرفتار آکنه بودم خودم را به این شکل ندیده بودم؛ یک افتضاح کامل بود. اما بعد از دو ماه آکنه کاملن متوقف شد. پس از تقریبن یک سال مصرف دقیق قرصها بدون اینکه حتی یک قرص را فراموش کنم، درمان من تمام شد و در تمام این مدت حتی یک جوش تولید نشد. به عنوان آدمی که تمام عمرش را با این مساله درگیر بوده بسیار نگران بودم. میترسیدم که دوباره روز از نو و روزی از نو شود. اما تصمیم گرفتم آرامش خودم را حفظ کنم و به خودم دلداری میدادم که اگر دوباره شروع شد باز مصرف را شروع خواهم کرد. از آن به بعد پوستم را به حال خودش رها کردم، دیگر خیلی کم جلوی آینه میرفتم، فقط از کرم ضد آفتاب استفاده میکردم و سعی میکردم که کمتر آرایش کنم. امروز بیشتر از هشت سال از زمان درمان من میگذرد و خوشبختانه آکنه دیگر برنگشت.
بر طبق تحقیقات و تجربهی من، به طور کلی جوش صورت فقط به دو دلیل تولید میشود؛ مشکلات هورمونی و اختلال در کارکرد کبد. من فردی بودم که هر دو مدل این جوشها را داشتم. جوشهای هورمونی به گونهای هستند که معمولن تا پایان عمر همراه فرد هستند. اما این جوشها بسیار ریز بوده و هر ماه به تعداد بسیار کمی در حد یک یا دو جوش تولید میشوند و به هیچ وجه قابل مقایسه با جوشهای ناشی از مشکلات کبد نیستند. من هنوز این مدل از جوش را تجربه میکنم اما این مساله به هیچ وجه مرا ناراحت نمیکند. چیزی که امروز از پوستم تجربه میکنم بهشت رویاهای من است. چیزی که حتی در خواب هم نمیدیدم.
هر داروی شیمیایی قطعن عوارضی به دنبال خواهد داشت. دربارهی آکوتانها نظرات منفی بسیاری وجود دارد. اما من به این نتیجه رسیدهام که متاسفانه علت این تبلیغات منفی بیشتر این است که آکوتانها تنها درمان قطعی آکنه هستند و پزشکان ما معمولن تمایلی به تجویز این دارو ندارند. چون نهایتن فرد بعد از یک سال درمان شده و دیگر نیازی به مراجعه به پزشک نخواهد داشت. در حالیکه با مصرف آنتیبیوتیکها و سایر داروها فرد سالها درگیر درمان بوده و ناچار است که دائمن به پزشک مراجعه نماید. در ضمن عوارض آنتیبیوتیکها به مراتب بیشتر از این دارو است.
به جرات میگویم که اگر زمانی فرزندی داشته باشم و او دچار آکنه شود از همان سال اول، درمان با آکوتان را برای او شروع خواهم کرد تا اولن بهترین سالهای عمرش را گرفتار افسردگی و اعتماد به نفس پایین نباشد و دومن پوستش دچار آسیبهای شدید آکنه و داروهای مختلف نشود.
میزان مصرف آکوتان
مقدار مصرف این دارو معمولا ۰/۵ تا ۱ گرم به ازای هر یک کیلوگرم از وزن افراد در یک روز هست. هر قرص نیز حاوی ۲۰ گرم از داروست. به عنوان مثال فردی که ۶۰ کیلوگرم وزن دارد (با فرض آکنهی متوسط) باید روزی ۳۰ گرم از دارو را مصرف کند. اما چون نمیشود قرصها را مثلا نصف کرد پزشک معمولن از همان ابتدای درمان میزان کلی مصرف دارو را برای فرد محاسبه کرده و بر آن اساس به عنوان مثال روزی یک عدد و یا دو عدد قرص تجویز میکند. برای اینکه درک میزان مصرف دارو برای بیماران راحتتر باشد پزشکان معمولن میگویند میزان مصرف دارو سه برابر وزن هر فرد است. به عنوان مثال یک فرد ۶۰ کیلوگرمی باید ۱۸۰ عدد قرص مصرف کند. اما افرادی هم هستند (مثل من) که آکنهی آنها بسیار شدید است و برای این افراد تا ۶ برابر وزنشان هم دارو تجویز میشود.
مشورت با پزشک (بسیار مهم)
به همهی عزیزان توصیه میکنم که این دارو را حتما تحت نظر پزشک متخصص مصرف کنند. این دارو تاثیر مستقیم بر روی کبد دارد و کبد عضوی نیست که بتوان در مقابل آن بیملاحظه بود. بنابراین تست آنزیمهای کبدی باید دائمن (تقریبا هر دو ماه یکبار) انجام شود.
رفع خشکی لبها و پوست
من در طول درمان برای رفع خشکی لبها و پوست انواع چربکنندهها را تست کردم اما تنها چیزی که توانست کمک کند فقط وازلین بود. وازلین حداقل ۱۲ ساعت لبهای مرا مرطوب نگه میداشت. بنابراین روزی دو بار استفاده میکردم و واقعن راحت بودم. برای پوست دست یا بدن هم کرم-وازلین را توصیه میکنم. اما استفاده از پماد ویتامین آ-د به دلیل دارا بودن ویتامین آ نمیتواند کمک کننده باشد و برعکس سبب خشکی بیشتر میشود.
توصیههای غذایی و غیره
همانطور که در متن توضیح دادم مکانیسم اثر آکوتانها از طریق بالا بردن میزان ویتامین آ در کبد هست تا جایی که به مرز سمی شدن میرسد. بنابراین در دوران مصرف این دارو باید از هر نوع مادهی غذایی که دارای مقادیر زیادی از ویتامین آ می باشد پرهیز کرد. مهمترین منابع ویتامین آ عبارتند از:
- هویج
- جگر (هر نوع جگری)
- ماهی و روغن ماهی
- سبزیجاتی که برگ های تیره دارند به عنوان مثال کلم بروکلی، جعفری، اسفناج
- طالبی
- فلفل دلمه قرمز
- سیب زمینی
- شلغم
- زردآلو
میوه ها و سبزیجات بسیار زیاد دیگری هم هستتد که حاوی ویتامین آ میباشند اما میزان ویتامین آ در آنها کمتر است، بنابراین میتوان آنها را در برنامهی غذایی جا داد.
مصرف آکوتانها باعث میشود میزان کلسترول و تری گلیسیرید بالا برود. بنابراین باید از موادی که کلسترول را افزایش میدهند پرهیز کرد؛ به عنوان مثال فستفودها، پنیر، کره، تخممرغ، شیر و ماست پر چرب، خامه، انواع گوشت و انواع کربوهیدارتها. اما در نظر داشته باشید که مقداری چربی برای جذب بهتر دارو لازم است. در واقع بهترین جذب دارو زمانی اتفاق میافتد که همراه با یک وعدهی غذایی پرچرب و پرکالری مصرف شود، اما به هر حال نباید اجازه دهیم کلسترول و تری گلیسیرید از حد نرمال تجاوز کنند در غیر اینصورت مجبور به قطع دارو خواهیم بود. در مورد تری گلیسیرید هم فقط فعالیت و ورزش میتواند کمک کننده باشد و نه رژیم غذایی.
آکوتان را حتما همراه با وعدهی غذایی میل نمایید.
الکل میزان ویتامین آ را در کبد کاهش میدهد، بنابراین باعث میشود این دارو نتواند به درستی اثر کند. به علاوه از آنجاییکه که الکل مستقیما بر روی کبد اثر میگذارد به شدت توصیه میشود که همزمان با مصرف این دارو از مصرف الکل خودداری شود.
پرهیز غذایی پس از درمان
من پس از اتمام دورهی درمان و تا کنون هیچ نوع پرهیز غذایی خاصی را رعایت نکردهام، به عنوان مثال شکلات و شیرینیها، غذاهای چرب، آجیلها و غیره، همه را مصرف کردهام و میکنم. این را نوشتم که افراد بدانند خوردن مواد غذایی نمیتواند باعث تولید آکنه شود و یا حداقل بعد از درمان دیگر مواد غذایی روی شما اثری نخواهند داشت.
توصیهی مهم(ضد آفتاب)
از آنجاییکه در زمان مصرف این دارو پوست بسیار نازک و حساس میشود، نور مستقیم آفتاب بسیار مضر خواهد بود. بنابراین حتما چند بار در روز کرم ضد آفتاب خود را تجدید نموده و در مقابل تابش مستقیم آفتاب قرار نگیرید.
سعی کنید که همیشه (به خصوص بعد از حمام کردن) از لوسیون بدن استفاده کنید تا میزان خشکی پوست که ناشی از مصرف دارو هست را کاهش دهید. در بعضی از افراد خشکی پوست میتواند به جایی برسد که باعث زخم شدن پوست شود بنابراین سعی کنید با مصرف مرطوبکنندهها از این اتفاق جلوگیری کنید.
آکوتان و افسردگی
در مورد من افسردگی اتفاق نیفتاد، به جز دو ماه اول مصرف دارو که دچار آکنهی بسیار بسیار شدید شدم که در واقع آکنه بود که باعث افسردگی من بود نه خودِ دارو و وقتی که تولید آکنه متوقف شد و اوضاع صورتم به حالت عادی برگشت حال روحی من هم خوب شد. اما گزارش شده که برای برخی از افراد افسردگی اتفاق افتاده که البته پزشکان هنوز مطمئن نیستند که ارتباط خاصی بین مصرف دارو و افسردگی وجود دارد یا خیر. به هر حال به نظر من اگر افسردگی هم اتفاق بیفتد باز هم ارزش نتیجهای که میگیریم را دارد.
راهکارهای من برای مقابله با افسردگی پیادهروی، رقصیدن و گوش کردن به موزیک شاد، نوشتن، کتاب خواندن، معاشرت با آدمهای مثبت و چیزهایی شبیه این است. در دنیایی که ما زندگی میکنیم مسائل زیادی وجود دارد که سبب ایجاد افسردگی میشود، بهتر است که حداقل آکنه یکی از آن مسائل نباشد.
یکی از دوستان از من در مورد دوش گرفتن سوال کردند، من هر روز دوش میگرفتم و میگیرم، چون جز عادتهای من است اما نمیدانم که میتواند به افسردگی یا سایر مسائل مربوط به مصرف این دارو کمکی کند یا خیر ☺️
آکوتان و جوشهای زیر پوستی
در اطراف من خیلیها آکوتان مصرف کردند و من خیلی به روند درمان این افراد دقت کردم و الان دیگر کاملا مطمئن هستم که آکوتان نمیتواند برای افرادی که جوشهای زیر پوستی دارند یک درمان قطعی باشد. شاید به این دلیل که جوشهای زیر پوستی علت خارجی و در سطح پوست دارند، به عنوان مثال چربی سطحی پوست، با آرایش خوابیدن یا با آرایش ورزش کردن، استفاده کردن از کِرم های آرایشی سنگین و به طور کلی بسته شدن منافذ پوست به هر دلیلی و از همه مهمتر دستکاری کردن. در واقع جوشهای زیر پوستی علت داخلی ندارند و برای این افراد آکوتان مثل تمام درمانهای دیگر حالت موقتی خواهد داشت و احتمال اینکه پس از قطع مصرف مجددا دچار جوشهای زیر پوستی شوند وجود دارد. بهترین درمان برای این افراد استفاده از درمانهای موضعی مانند محلولها، اسکرابها، کرمهای آنتی آکنه و غیره میباشد.
آکوتان برای افرادی یک درمان قطعی خواهد بود که جوشهای آنها به صورت بزرگ و متورم و بر روی سطح پوست ایجاد میشود. این روزها بسیار باب شده است که برای همهی افراد آکوتان تجویز می شود اما مشاهدات نشان میدهد که این دارو برای جوشهای زیر پوستی مفید نخواهد بود.
تجربهی شخصی من از جوشهای زیر پوستی و نحوهی درمان را در کانال تلگرام بخوانید:
NoAcne@
لینک کانال تلگرام: t.me/NoAcne
آکوتان و نازایی
دوستان عزیزم، آکوتان به هیچ عنوان باعث نازایی افراد نمیشود، بلکه در حین مصرف این دارو و شش ماه پس از پایان مصرف فرد نبایستی باردار شود چرا که آثار مخربی بر روی جنین خواهد داشت. نه اینکه شما نتوانید بچه دار شوید بلکه «نباید» تا شش ماه بعد اقدام به بچهدار شدن نمایید و پس از شش ماه نیز اثرات دارو از بدن شما خارج شده و میتوانید بچه دار شوید. لطفن به هر مطلبی که در هر جایی میخوانید اعتماد نکنید.
چرا در بعضی از افراد حتی پس از مصرف آکوتان آکنه مجددا برمیگردد؟
مصرف آکوتان درست مانند ارتودنسی کردن دندان هاست. زمانی که شما ارتودنسی انجام میدهید حتمن و حتمن دورهی تثبیت باید سپری شود تا دندانها عادت کنند که در جای جدید خود قرار بگیرند. دورهی تثبیت مهمترین بخش درمان است در غیر اینصورت تمام زحماتی که کشیده شده بی ثمر خواهد بود و دندانها به سرعت به جای اول خود بر میگردند.
در مورد آکوتان هم دقیقن همین طور است. معمولا در همان چند ماه اول مصرف دارو، آکنه به طور کامل قطع میشود و بنابراین پزشک مصرف دارو را برای شما متوقف میکند. اما مسلمن دوران تثبیت پوست شما طی نشده است و به احتمال زیاد آکنه بر میگردد.
من به هیچ وجه قصد ندارم کار پزشکان را زیر سوال ببرم، اکثر آنها نگران عوارض دارو هستند و به همین دلیل به محض مشاهدهی بهبودی، مصرف دارو را متوقف میکنند اما اگر دوران تثبت درمان طی نشود درمان شما کامل نشده و جوشها مجددا برمیگردند و این چرخهی تکراری تا ابد ادامه پیدا میکند. به هر حال وقتی شما مصرف دارو را شروع کردید یعنی خود را برای عوارض آن آماده کردهاید به علاوه اینکه تمام عوارض آکوتان برگشتپذیر هستند و پس از قطع مصرف برطرف خواهند شد. بنابراین دلیلی ندارد که ما نگران این مساله باشیم. حالا که مصرف را شروع کردیم بهتر است که درمان کامل شود، یک بار برای همیشه.
از بین بردن جای جوشها (جوشگاهها)
من برای از بین بردن جوشگاهها هیچ کاری انجام ندادم، نه از لیزر استفاده کردم و نه از لایه بردارها، چون میترسیدم که پوستم را درگیر کنم. جوشگاهها به مرور بهتر شدند اما هنوز آثار آنها وجود دارد. تحقیقات اینطور نشان میدهند که گویا لیزر تنها راه حل عملی برای از بین بردن جای جوشهاست. لطفا اگر کسی تجربهای در این مورد دارد در اختیار ما هم قرار بدهد که شاید کمکی به کسی شود. از همکاری شما سپاسگزارم.
(یکی از دوستان استفاده از سرکه ی سیب رو برای درمان جوشگاهها توصیه کردن که فکر میکنم مفید باشه. چون سرکه ی سیب خواص فوق العاده ای داره.)
(من و تمام خوانندگان عزیز بسیار خوشحال خواهیم شد که اگر کسی تجربهای از درمان آکنه دارد برای ما بنویسد. من تجربیات را جمع آوری خواهم کرد و در دسترس همه قرار خواهم داد تا به این وسیله بتوانیم به افرادی که سالها درگیر آکنه بودهاند کمکی کرده باشیم. از همراهی شما سپاسگزارم.)
تجربههای مثبت سایر افراد از درمان آکنه را در اینجا بخوانید.
کانال تلگرام:
در کانال تلگرام آپدیتهای بیشتری گذاشتم به همراه عکسهای قبل و بعد از درمان.
NoAcne@
لینک کانال تلگرام: t.me/NoAcne
گروه همفکری:
دوستان من یک گروه روی سایت ایجاد کردم تا افراد بتونن با همدیگه در ارتباط باشن، عکس آپلود کنن، به سوالات هم پاسخ بدن و اطلاعات مفید خودشون رو در اختیار سایر اعضای گروه قرار بدن. خیلی خوشحال میشم اگر به گروه «همفکری» بپیوندید، مطمئنن حضور شما به افراد زیادی کمک خواهد کرد. لینک گروه: همفکری
(از پزشکان عزیزی که ممکن است این مقاله را مطالعه نمایند درخواست می کنیم نظرات خود را با ما در میان بگذارند و در هر بخشی که تناقضی با مطالب علمی و تخصصی وجود دارد اصلاح نمایند. افراد بسیاری هستند که از افسردگی ناشی از آکنه رنج می برند و قطعا شما پزشک عزیز می توانید به این افراد کمک کنید. از همراهی شما بی نهایت سپاسگزارم.)
کمالگرایی بیماری متولدین پنجاه و شصته. یه بیماری مزمن و بسیار خطرناک که به سادگی فرصت زندگی کردنِ واقعی و لذت بردن از زندگی رو از این افراد می گیره و تا به حال درمانی به جز خود-درمانی واسش پیدا نشده. یعنی فقط خودت می تونی خودتو درمان کنی به شرطی که اصلا بفهمی و قبول کنی که مبتلایی.
البته علائم خیلی واضحی داره، مثلا اینکه معتقدی هر وقت مُردیم وقت هست واسه خوابیدن. الان باید از زمان استفاده کرد. یا اینکه به درس خوندن تا پای گور ادامه میدی. یا انقدر کار می کنی که انواع مرض هارو میگیری. یا فکر میکنی باید سالی صد تا کتاب خوند. یا نمی تونی تصمیم به ازدواج با یه نفر بگیری، چون همیشه فکر می کنی از این بهترم واسه تو هست. یه ایمیل که میخوای بنویسی بعد از سیصد بار خوندن و فرستادن باز فکر میکنی بهتر از اینم می تونستی بنویسی. خرید که می کنی بعد از گشتنِ کل شهر هنوز مطمئن نیستی این همونه که باید باشه……
تواناییهات رو اونقدر دست بالا نگیر که زیر فشار له بشی و دست آخر از همه چی ناامید و ناراضی باشی. مطمئن باش برای شاد بودن لازم نیست کوهها رو جابه جا کنی. فقط کافیه خودِ واقعیت باشی، با هرچی که داری و نداری.
قدیمها باب بود که برای بچهها دو تا اسم انتخاب میکردن. اسمِ شناسنامه اصولا یه اسمِ مذهبی بود و اسم مستعار یه اسم نسبتن فانتزی. در خیلی از فرهنگها دو اسمی بودن رواج داره اما در فرهنگِ ما دلیل اصلیش این بوده که پدر و مادرها دچارِ سردرگمی شده بودند. از یک طرف فکر میکردن که اگر بچههاشون اسامی مذهبی داشته باشن در آینده در مدرسه، دانشگاه، محل کار و سایر اجتماعات به نفعشون خواهد بود. اما از طرف دیگه کاملن نگران بودن که بچهها اون اسامی رو نپذیرن و دوست نداشته باشن. بنابراین به راهِ حل عجیب و غریبی رو آوردن که در عمل واقعن راه حل به حساب نمیاومد. خانوادهی ما هم از جمله خانوادههایی بود که دو اسمی بودن از سالها قبل در اون باب بود. این مساله حتی در نسلهای جدیدِ ما هم به چشم میخوره.
نتیجه چیه؟ بچه تا هفت سالگی خودش رو با یه اسمی میشناسه، بعد واردِ مدرسه میشه، هر چی صداش می زنن متوجه نمیشه که با کی هستن، چون اصلن نمیفهمه چرا باید به اسم دیگهای صداش بزنن. پیشبینیها هم دُرُست از کار در میاد و بچه ها اسامی شناسنامههاشون رو دوست ندارن. بنابراین همه جا خودشون رو با اسم مستعارشون معرفی میکنن. اما اون یکی اسم قرار نیست که دست از سرِ شما برداره، چون تویِ تمامِ مدارک شناساییِ شما ثبت شده.
بسیاری از این بچهها با نفرت از اسم شناسنامهشون استفاده میکنن تا زمانی که بتونن تغییرش بدن که خُب تغییر دادنش هم مسلمن کار آسونی نیست، چون اصولن اسامی مذهبی هستن.
اما درصد بسیار کمی از این بچهها هم هستن که بر حسبِ اتفاق، اسمِ شناسنامهشون رو به اسمِ مستعارشون ترجیح میدن و اتفاقن اوضاع برای اونها سختتر هم هست. چرا؟ چون این افراد دو شخصیتِ کاملن متفاوت در داخل و خارج از خونه پیدا میکنن. در ذهنِ این افراد جدولی تشکیل میشه که در اون صدای هر فردی در مقابلِ یکی از دو اسم قرار میگیره، یعنی صدای افراد معادل میشه با همون اسمی که از روز اول فرد رو با اون اسم صدا زدن و اگر روزی تصمیم بگیرن از اون یکی اسم استفاده کنن فرد تشخیص نمیده که دارن اونو صدا میزنن و احساس خیلی عجیب و غریبی بهش دست میده.
این افراد وقتی که ازدواج میکنن مشکلات بزرگتر هم میشه. چون حالا دو تا خانواده وجود داره، پس دیگه فقط بحثِ دوستان و همکاران نیست، بلکه قضیهی خانوادههاست که همزمان با هم در جاهای مختلف قرار میگیرن و فردِ بینوا رو موردِ خطاب قرار میدن. این وسط همسرِ اون فرد هم که از همه نزدیکترِه قطعا دچار سردرگمی میشه.
مطمئنم هیچ پدر و مادری هرگز به این چیزها فکر هم نکرده زمانی که داشته از این راه حل عجیب و غریب استفاده میکرده.
لطفا سرنوشت بچههامون رو تحتِ تاثیر اعتقاداتِ شخصیمون که ممکنه چند سال بعد به غلط بودنشون پی ببریم قرار ندیم و بپذیریم که ما صرفا واسطهی به وجود آمدن ها هستیم و البته مسئولِ محافظت از چیزی که به وجود میاریم اما نه هیچ چیزی بیشتر از این. نه مالک هستیم و نه تعیینکنندهی هیچ مسیری. پس سعی کنیم بیطرف باقی بمونیم، حتی در انتخابِ اسم.
پی نوشت: من توی فکرهام یا رویاهام زمانی که میخوام با خودم صحبت کنم یا خودم رو صدا بزنم همیشه از اسم مستعارم استفاده میکنم، با اینکه اسم شناسنامهام رو بیشتر دوست دارم. مغز آدم خیلی عجیب و غریبه.
شما هم تجربهای از دو اسم ِ بودن دارید؟ برام بنویسید دوست دارم تجربهتون رو بخونم. 🙂
هرگز، هیچ کسی، در هیچ زمانی و در هیچ کجای دنیا نانِ دلش را نخورده است؛
بعضی ها نانِ زبانشان را میخورند،
بعضیها نانِ مغزشان را،
برخی نانِ بازویشان را،
عدهای نان تن ِشان را،
بعضی دیگر نانِ چهرهشان را،
بعضیها نانِ هنرشان را
و عدهای هم نان ِ پدرشان را.
اما اگر شنیدید که فلانی نانِ دلش را میخورد بدانید که دروغِ مضحکی بیش نیست؛ کارِ دل نان دادن نیست، رویش حساب نکنید.
پینوشت: این را بهمن ماه ۱۳۹۵ نوشته بودم که نه حالم خوب بود و نه خودم و زندگی را به اندازهی امروز میشناختم و درک میکردم.
الان فکر میکنم که نان دل خوردن یعنی حال دلت خوب باشد و اگر حالت دلت خوب باشد نان به همراهش میآید. نان که هیچ، تمام نعمتهای دیگر هم همراهش میآیند.
کسی که حال دلش خوب نباشد اگر تمام موهبتهای دنیا را در اختیار داشته باشد نمیتواند آن نانی که به خوردنش بیارزد را به دست آورد.
پس آدمها واقعا نان دلشان را میخورند.
مرداد ۱۴۰۱
بعضی روابط مثل اثرِ زخمی هستن که سالها روی بدنت بوده و فکر می کردی که دیگه هیچوقت قرار نیست از بین بره و یه روز صبح بیدار میشی و می بینی که نیست. جوری نیست که انگار هیچوقت نبوده. روابط ِ دردناک ِ بی سرانجام.
هیچ عشقی هرگز و هرگز پایدار نخواهد ماند مگر و فقط مگر زمانی که هر یک از طرفین زندگیِ شخصیِ خودشان را به عنوانِ یک فرد داشته باشند. اگر دو طرف برای بهبودِ شخصیِ خودشان برنامهای نداشته باشند و علائقشان را به هر دلیلی دنبال نکنند و اوقاتی را به تنهایی و با خودشان سپری نکنند دقیقا از همان نقاط عقدهها و بغضها و تلخیها شروع به شکل گرفتن میکنند و روزی میرسد که کاسه و کوزهی تمامِ نرسیدنها و نداشتنها و نشدنها بر سرِ عشق شکسته میشود و به سادگی عشقها تبدیل به نفرتها میشوند. پس اینکه همیشه و همه جا و همه وقت فقط با هم بودن و تمامِ مسیرها را با هم رفتن، قطعا نسخهی سریالهای آبکی است و نه زندگیِ واقعی.
اگر نمی تونی “صد در صدِ” مسئولیتِ تصمیماتی که برای زندگی شخصیت میگیری رو “به تنهایی” بر عهده بگیری و همیشه رویِ کمک دیگران برای اجرایی کردنِ تصمیماتت حساب می کنی، این یعنی اینکه تو هنوز معنیِ تصمیم گیری رو نفهمیدی، یا به عبارت بهتر “غلط می کنی” تصمیمی می گیری.
گاهی حال ِ آدم در زندگی دُرُست مثل ِ لحظاتی قبل از بالا آوردن است. آن هنگام که ناگهان بزاق ِ دهانت زیاد میشود و سرت به دَوَران میافتد و نای و مری و معده و تمام اجزاء ِ متصل میسوزد و گلویت تلخ میشود و حاضر نیستی دستشویی را با دنیا عوض کنی. اما در عین ِ حال میدانی که بالا آوردن یعنی امید ِ بهبودی.
تهوع شاید از معدود احوال ِ بدی باشد که صدی نود به حال ِ خوب منجر میشود. برای همین همیشه می گویند «بالا بیاری خوب میشی». پس هر وقت که حالت از زندگی بد شد انگشت در حلق کن که تلخیها و دردها را بالا بیاوری. نسخهی تضمینیِ بهبود ِ حال است.
الهی شکرت…
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ «نزدیکتر از رگ گردن».
تازهترین نوشتهها
- ماشین زندگیات اوراق است یا صفر کیلومتر؟۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳ ق٫ظ
- ایستادن در سطحی بالاتر۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴ ق٫ظ
- اگر باهوشی سهم بیشتری بخر۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۷:۴۸ ب٫ظ
- دادوستد ما با خداست۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۹:۴۷ ب٫ظ
- خاطرات جنگزده۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲:۵۴ ب٫ظ
