کدوم یکی از ما اینطوری خودمون رو باور داریم؟

سعدی جانم یه غزلی داره که من خیلی دوستش دارم. با این بیت شروع میشه: منِ بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم بعد همینطوری قند و نبات می‌سراید و ما هم همینطوری غش و ضعف می‌کنیم تا می‌رسیم به این بیت: مردمان عاشق گفتار من ای قبله‌ٔ خوبان چون نباشند که من عاشق دیدار تو باشم به قبله‌ی خوبان میگه اونطوری که من عاشق دیدار تو هستم مردم عاشق گفتار من نیستن. من وقتی به این بیت رسیدم تا چندین روز داشتم فکر می‌کردم. وقتی سعدی چنین حرفی می‌زنه معنیش اینه که خیلی محبوب بوده...

ادامه مطلب

سوال درست بپرس تا جواب درست بگیری

من چند سال کار SEO انجام دادم، به همین دلیل به نحوه‌ی عملکرد موتورهای جستجو آشنا هستم. موتورهای جستجو بر اساس «کلمات کلیدی» به دنبال مطالب می‌گردن؛ مثلا اگر شما بپرسید: «چطوری می‌تونم یه کیک اسفنجی درست کنم؟» گوگل از کل این جمله فقط کلمه‌ی کلیدی «کیک اسفنجی» رو برمیداره و توی الگوریتم‌های جستجوی خودش قرار میده و نتایج مرتبط با کیک اسفنجی رو به شما نشون میده. بقیه‌ی جمله (چطوری می‌تونم درست کنم) ندیده گرفته میشه. جهان هم دقیقا مثل موتورهای جستجو عمل می‌کنه؛ اگر شما سوال کنید که: «چطوری می‌تونم از شر این همه بدهی خلاص بشم؟» جهان از کل...

ادامه مطلب

من خیلی چیزها را نمی دانم

من خیلی چیزها را نمی‌دانم

قدیم‌ها وقتی مثلا از دهان کسی در می‌آمد «چارلز بوکوفسکی»، بدو بدو می‌رفتم سراغ گوگل جان و می‌پرسیدم که این اسم باکلاس متعلق به چه کسی است و طرف چه کاره بوده است و چه آثاری خلق کرده است و فلان و بهمان، برای اینکه دفعه‌ی بعدی که کسی جایی گفت چارلز بوکوفسکی بدانم طرف کیست و چه کاره بوده است، یا حداقل اسم آثارش را بدانم. این روزها اما به این نتیجه رسیده‌ام که اگر قرار بود فردی و یا اثری در زندگی من تاثیری داشته باشد حتما به طریقی در مسیر من قرار می‌گرفت و یا قرار خواهد گرفت،...

ادامه مطلب

انتقال باورهای درست به فرزندان

انتقال باورهای درست به فرزندان

نود و نه درصد مادران، از جمله مادر خودم، فکر می‌کنن که اگر به بچه‌هاشون درباره‌ی مخاطرات احتمالی موجود در زندگی هشدار بدن می‌تونن از بچه ها در برابر اون مخاطرات محافظت کنن. از بچگی شروع می‌کنن به گفتن اینکه سوار ماشین میشی مراقب باش، خیلی حواست باشه دخترها رو می‌دزدن می برن بلا سرشون میارن، بچه دزدی خيلي زياد شده، با غریبه‌ها حرف نزن، از خيابون رد ميشی مراقب باش همه تند ميرن، طلا ننداز خطرناکه و صدها مورد دیگه مثل این. اما نمی دونن كه با توجه کردن، صحبت کردن و نگران بودن درباره‌ی این مسائل بچه‌هاشون رو در همین...

ادامه مطلب

مسئول خودت باش

مسئول خودت باش

در تمام عمرم خودم رو مسئول دونستم؛ مسئول اينكه انسانهای گرسنه درجهان وجود دارند، اینکه حيواناتِ بیگناه كشته ميشن، اینکه بچه ها مجبورن کار کنن، اینکه طبیعت داره از بین میره... مسئول رفع مشکلات دوستانم، مسئول خوشبختی و‌ حال خوب عزیزانم... باورم شده بود كه می‌تونم، كه از من برمياد، كه اصلا «باید» یه کاری بکنم. فکر می‌کردم مسئول به دنیا اومدم و باید به مسئولیتم عمل کنم، فکر می‌کردم خدا خوابش برده و تمام مسئولیتش افتاده گردن من. انقدر شونه‌هام رو با بار مسئولیتِ جهان سنگین کردم که یادم رفت چقدر در مقابل خودم مسئولم. خیلی طول کشید تا فهمیدم هیچ کس مسئول...

ادامه مطلب

دنیای بیرون تو بازتاب دنیای درون توست

دنیای بیرون تو بازتاب دنیای درون توست؛ بی هیچ کم و کاست و بی هیچ زیاده ای. اگر در دنیای بیرون خشم را تجربه می کنی باید به دنبال نطفه ي این خشم جایی در درون خود باشی. همین طور اگر دروغ را، خيانت را، حسادت را، بد قولي را و البته اگر محبت را، صداقت را، وفاداري را و خوش قولي را تجربه مي كني نيز هم. همه ی اینها در درون ما نطفه می بندند و از وجود ما تغذیه می کنند و زمانی که به اندازه ی کافی رشد کردند متولد می شوند و به صورت یک موجود زنده در مقابل...

ادامه مطلب

دخترانمان را همراه و همدل بار بیاوریم

دخترانمان را زره پوشيده و كلاهخود بر سر به ميدانهاي جنگ عليه مردان نفرستيم؛ به آنها نگوييم كه گربه را بايد دم حجله بكشي وگرنه چنين و چنان مي شود، نگوييم كه مهريه ات بايد فلان قدر باشد تا زبانت پيش مرد دراز باشد، نگوييم مرد را بايد ادب كني تا حساب كار دستش بيايد... اينها اراجيفِ مغزهايي ست كه از فرطِ فكر نكردن گنديده اند. مردهايي كه دشمن مي پنداريمشان همان پسراني هستند كه خودمان تربيت كرده ايم. همان پدران و همسرانمان كه زماني مردي غريبه بوده اند. به دخترانمان بگوييم كه مردْ همراه توست نه در مقابل تو، بگوييم كه...

ادامه مطلب

معجزه خودِ ماییم،‌ معجزه در درونِ ماست

سر عقب، سينه جلو، قدم هاي محكم و مطمئن و در عین حال با طمأنینه و بدونِ عجله. این اعتماد به نفس از کجا میاد؟ از اونجاییکه به توانمندی های خودش اطمینان داره، می دونه که اگه خطر از راه برسه در کسری از ثانیه پر می زنه و میره. پس الان نگران نیست و از قدم زدنِ آرام و مطمئنش در این لحظه لذت می بره. اما ما به توانمندیهای خودمون اعتماد نداریم، باور نداریم که هر زمان که لازم باشه تا چه حد می تونیم سریع، قوی، محکم، خلاق و خارق العاده باشیم. به همین دلیل هم نمی...

ادامه مطلب

تبدیل باورهای غلط به باورهای درست

وقتی که می خواهند دندان های کسی را ارتودنسی کنند بِراکِت ها را برای مدتی طولانی در دهانش می گذارند و هر بار کمی سفت ترشان می کنند، تا چند روز از درد می میری بعد کم کم دندانها به جای جدید خود خو می گیرند و درد از بین می رود. این روند را تا دو سال ادامه می دهند. بعد لثه هایت را جراحی می کنند، چون رشته های درون لثه که دندانها را در جای خود نگه داشته اند تمایل دارند که به جای قبلی باز گردند. این رشته ها را پاره می کنند تا در جای...

ادامه مطلب

در اون لحظه ی خاص تصمیم بگیریم که واقعاً چی می خوایم

خيلي وقت ها موقع رانندگي پيش مياد كه يه نفر با بي احتياطي زمينه ي يه تصادف رو فراهم مي كنه اما عكس العمل به موقع طرف مقابل باعث ميشه اين اتفاق نيفته. اغلب در اينجور مواقع اون آدم نميگه: "خدارو شكر كه اتفاقي نيفتاد. بيا لبخند بزنيم و به مسيرمون ادامه بديم." بلكه شروع مي كنه به بد و بيراه گفتن و مفاهيمي از قبيل كودن و بي شعور رو به فرد خاطي نسبت ميده و با خشم و انزجار به مسيرش ادامه ميده. بعضي وقت ها بچه اي رفتار خطرناكي مي كنه و يا به هر دليلي باعث...

ادامه مطلب