آبرونگهدار
میدانم مادامی که دستم در دست خداوند باشد لازم نیست نگران چیزی باشم. آبرویم را به او سپردهام و او تضمین کرده است که آبرونگهدار بندههایش است.
میدانم مادامی که دستم در دست خداوند باشد لازم نیست نگران چیزی باشم. آبرویم را به او سپردهام و او تضمین کرده است که آبرونگهدار بندههایش است.
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ «نزدیکتر از رگ گردن».
