گزارش نیک – جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵
۱- جملهی امروز: انسان تنها از چیزهایی فراتر است که میتواند آنها را نادیده بگیرد.
۲-خندهی امروز: میزان آبی که به درختها میدهیم هیچوقت به نظرش کافی نیست، انگار هیچوقت حق مطلب ادا نمیشود. امروز کمی به رضایت نزدیک شد، چرا؟ چون خودمان ۱۵۰ لیتر آب برده بودیم، ۱۰۰ لیتر هم از آنجا برداشتیم، آخر سر تانکر آب هم آمد و شلنگ قطور و پرفشار را گذاشت پای درختها و یک دل سیر هم او آب داد. آنوقت گفت: «امروز بدک نشد.»
۳- اتفاق امروز:
گردوشکن که گردو میشکستی همه عمر
دیدی که چگونه گردوشکن را بادام شکست؟
بله، امروز گردوشکن خودش شکست، آن هم توسط بادام.
۴- سوال امروز: چه تغییری باید در خودت ایجاد کنی که مدتهاست ضرورتش را میدانی اما به هر دلیلی از آن شانه خالی میکنی؟
۵- قدردانی امروز: همسایههای فهیم، مهربان و همراه.
۶- خاطرهی امروز: خیلی سال قبل چندباری رفتم مطب دکتر گوشوحلقوبینی تا گوشم را معاینه کند. اگر رفته باشید میدانید که در مطب این پزشکان عزیز، همه رسمن توی دماغ هم هستند. در یکی از این مراجعات، دختری تقریبن هجده ساله (از حرفهایی که دربارهی مدرسه و کنکور میزد فهمیدم) کنار من نشسته بود که تُن صدای بلندی هم داشت و تمام مدت حرف میزد. دختر خیلی بیمقدمه رو کرد به من و پرسید: «خانوم شما دماغتو اینجا عمل کردی؟» مطبی که دماغ تا دماغ آدم در آن نشسته بود ناگهان در سکوت فرو رفت، همه منتظر بودند جواب مرا بشنوند. من هم با اعتمادبهنفس گفتم: «نه من دماغمو عمل نکردم.» که او در جواب گفت: «آهان، خدارو شکر، ترسییییدم.» دقیقن با همین لحن 🥸 خوشحال بود که کار دکتر احتمالن انقدر بد نیست و قرار نیست دماغش شبیه این لنگه کفشی بشود که روی صورت من است.
۷- فکر امروز: مهمترین اتفاقات در روزهای خیلی معمولی میافتند. پس صبح که بیدار میشوی نمیدانی امروز یک روز معمولی است یا روز یک اتفاق مهم.
۸- حس امروز: غمی که سایه به سایهام میآید.
۹- آدم امروز: خاله، که نماد تمام عیاری از مقاومت در برابر تغییر است.
۱۰- شعر امروز:
«هزار سال به امید تو توانم بود
اگر مراد برآید هنوز باشد زود
اگر مراد نیابم مرا امید بسست
نه هر که رفت رسید و نه هر که گفت شنود»
-سعدی
۱۱- پایان امروز: الهی شکرت…
