منطق نگاری

اهرم رنج و لذت

ما برای انجام دادن هیچ کاری نیاز به اراده نداریم، به تنها چیزی که نیاز داریم یک اهرم رنج یا یک اهرم لذت قویه. من برای خودم یه اهرم رنج قوی دارم که تقریبا همیشه برای من جواب میده؛ اونم اینکه «اگر این کارو انجام ندی تا آخر عمرت در همین سطح باقی می مونی.»

اطرافیانم فکر می‌کنن من خیلی با اراده‌ام که می‌تونم هر روز (تعطیل و غیر تعطیل) ساعت ۵ بیدار بشم، ورزش کنم و تا شب سر پا باشم. اما واقعیت اینه که من برای انجام دادن این کار اصلا نیازی به صرف اراده ندارم چون رنجِ انجام ندادنش اونقدر برای من بزرگه که مثل فشنگ منو از خواب بیدار می‌کنه، بدون اینکه حتی بهش فکر کنم.

من با همین روش، عادت‌هایی رو ترک کردم و عادت‌هایی رو در خودم ایجاد کردم که فکرش رو هم نمی‌کردم که بتونم.

اگر اضافه وزن دارید اما نمی‌تونید غذا خوردنتون رو کنترل کنید معنیش این نیست که بی‌ارده‌اید. معنیش اینه که هنوز برای شما لذتِ خوردن قویتر از رنجِ اضافه وزنه و تنها راهی که برای کم کردن وزن و ثابت نگه داشتنش برای تمام عمر دارید اینه که به هر طریقی که برای شما جواب میده جای این دو تا رو با هم عوض کنید تا ببینید که این کار خود به خود و بدون صرف هیچ اراده‌ای انجام میشه. «تمام» آدم‌های لاغری که می‌بینید (بلااستثنا) به صورت آگاهانه یا نا آگاهانه این اهرم رو دارند.

حالا برای هر کسی یه چیزی می‌تونه اهرم رنج یا لذت باشه؛ مثلا شوق زیاد برای انجام یه کاری می‌تونه اهرم لذت قوی برای یه نفر باشه، یا ترسِ از دست دادن یک اهرم رنج قوی برای یه نفر دیگه.

مواردی مثل ترفیع، تحقیر، خانواده، سلامتی، هیجان، رابطه‌ی عاطفی، ظاهر، پول، حرف مردم و خیلی چیزهای دیگه می‌تونن اهرم‌های رنج و لذت باشن.

اما من به این نتیجه رسیدم که قویترین اهرم‌های رنج و لذت اونهایی هستن که از درون ما میان و ربطی به عوامل بیرونی ندارن.

هیچ کدوم از ما بی‌عرضه و ناتوان نیستیم، فقط به نحوه‌ی عملکرد ذهنمون‌ به عنوان فرمانده‌‌ای که باید کارها رو پیش ببره آشنا نیستیم و در نتیجه همیشه در تلاش و تقلاییم و وقتی نمی‌تونیم، به خودمون برچسب‌هایی مثل «بی‌اراده»، «بی‌عرضه»، «تنبل» و از این قبیل می‌زنیم.

اگر مدت‌هاست که با مسأله‌ای درگیر هستید و دوست دارید انجامش بدید اما هنوز موفق نشدید، دست از اراده کردن و نتونستن و بعد شماتت کردن خودتون بردارید و به جاش اهرم مناسب رو برای خودتون پیدا کنید.

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

2 نظر درباره ی “اهرم رنج و لذت

  1. محمد گفت:

    میدونستم یه جای کارم میلنگه 🙂
    خیلی عالی بود ممنون برای راهنمایی

    1. خواهش می‌کنم. موفق باشید 😊👍

پاسخ دادن به محمد لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *