درون نگاری

آدم ِ زنده رشد می کند

شیر گرم می کنم، کمی دارچین و زنجبیل می ریزم و یک قاشق سبوس برنجمی گویند برای موها خوب است، رشد موهایم انگار متوقف شده است، از آخرین باری که کوتاهشان کرده ام بیشتر از دو ماه می گذرد اما سنگ بترکد یک سانتی متر رشد کرده اند.

خواهرم گفت برای تو چه فرقی دارد؟ تو که بلند بشوند دوباره کوتاهشان می کنی!!

اما فکر می کنم فرق داردمو است دیگر، باید بلند شود حتی اگر بخواهی دوباره کوتاهش کنیباید ببینی که بلند می شودباید شاهد رشد کردنش باشیاگر احساس کنی رشدش متوقف شده است وحشت می کنیوقتی رشد می کند یعنی زنده است، یعنی تو زنده ای.

فکر کن چه وحشتناک است اگر آدم رشد نکند، اگر رشدش متوقف شود. انگار که مرده باشد. آدم ِ زنده هر روز رشد می کند، همانطور که موهایش هر روز رشد می کنند، فقط موهای یک آدم مرده است که دیگر رشد نمی کند.

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *