ازدواج و شروع زندگی در شهری دیگر چگونه می تواند باشد؟

من بعد از ازدواج برای زندگی کردن به قزوین اومدم، یا بهتره بگم هجرت کردم. چون وقتی به قصدِ موندن میری دیگه اسمش میشه هجرت. سی و یک سالِ قبل از اون رو کرج زندگی کرده بودم. کرج شهریه که در اون هیچ چیزی اونقدر خاص نیست که وجه تمایز این شهر باشه، هیچ غذایی، هیچ فرهنگی، هیچ سوغاتی ای، هیچ مراسمی و نه  هیچ چیز دیگه ای. چون افرادی از فرهنگ های مختلف در این شهر زندگی میکنن. بنابراین در این شهر یه چیزی وجود نداره؛ “تعصب”. تعصب همون چیزیه که سرمنشا بیشتر مشکلات بشر در طول تاریخ بوده. اینکه...

ادامه مطلب

نسخه ی بهتری از خودت را بساز

هر ویژگی منفی ای که داشته باشی با افزایش سن و با گذشت هر روز از عمرت، بزرگ و بزرگتر میشود. مثلا اگر اهل غر زدن باشی هر روز غرغرو تر میشوی، اگر خسیس باشی هر روز خسیس تر میشوی، اگر کینه ای باشی کینه ای تر میشوی، اگر حساس و بدبین باشی هر روز حساس تر و بدبین تر میشوی، اگر وسواسی باشی هر روز وسواسی تر میشوی،‌ اگر افسرده باشی افسرده تر می شوی و …. یعنی ویژگی های منفی همزمان با تو رشد میکنند و هر روز بالغ تر میشوند تا به نهایت خود در تو برسند و...

ادامه مطلب

تغییرپذیر باشیم

مثلِ این لوبیاهایی نباشیم که سه روز خیسشون می کنی،‌ بیست و چهار ساعت می پزیشون،‌ باز هم خیره خیره بهت نگاه می کنن و کوچکترین تغییری نمی کنن. تغییر پذیر باشیم. ??

ادامه مطلب