جنگ بر سر آسمان

در جاده می‌رفتيم، از يك سمت ماه بالا آمده بود و از سمت ديگر خورشيد در حال پایین رفتن بود. يک نيمه‌ی آسمان تاريک بود و يک نيمه‌ی ديگر روشن ماه و خورشيد همزمان در آسمان بودند، گویی دو هَوو بودند كه بر سر آسمان می‌جنگيدند در نهايت وقتی خورشيد غروب كرد ابرها هم روی ماه را پوشاندند. هيچ كدامشان صاحب آسمان نشدند

ادامه مطلب

منطقی‌ترین ابله روی زمین

تازگی ها به این نتیجه رسیده ام که تمام حرفهایم به شدت منطقی هستند و همین طور تمام فکرهایم، تمام رفتارهایم، تمام تصمیماتم و تمام زندگی‌ام. احتمالا من منطقی ترین ابله روی زمینم…

ادامه مطلب