آرامش در سایهی تمرکز
خیلی اوقات صحنهای را که بیست سال قبل دیدهام به خاطر میآورم؛ در صف تاکسی ایستاده بودم، پسربچهای را دیدم که آمد روبروی ایستگاه، یک گونی را روی زمین پهن کرد، از یک گونی دیگر دانههای یاقوتی زرشک را خالی کرد روی گونیِ پهنشده، یک ترازوی دستی سنتی را هم گذاشت کنار دستش. یک دقیقه […]

