کاش پرسیده بودم

نوجوان که بودی پاهایت همیشه درد داشتند؛ مادر می‌گفت پاهایت که درد می‌کنند یعنی داری قد می‌کشی. حالا دردِ قدکشیدن متوقف شده است و مادر نیست که بگوید وقتی قلبت درد می‌کند معنی‌اش چیست.

کاش از مادرم پرسیده بودم که وقتی مادرش را از دست داد چه حالی داشت؛ وقتی که آن همه تنها شده بود آن هم درحالیکه مادرش در آغوش او از دنیا رفته بود. شاید اگر پرسیده بودم حالا شیوه‌ی او به کمکم می‌آمد. البته مادرم خیلی قوی‌تر از من بود، دانستنْ آدم را ایمن نمی‌کند در برابر درد، وگرنه که کم نگفته‌اند و کم نمی‌دانیم. کدام‌شان دوای دردمان شده‌اند؟

دردناک‌ترین بخش زندگی این است که باید مراقبت دردناک‌‌ترین بخش‌های زندگی هم باشی، چون یک زمانی دلت برای همان‌ها هم تنگ می‌شود.


«حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
دل اسیره آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه می‌گه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره
حالا راه تو دوره
دل من چه صبوره
کاشکی بودی و می‌دیدی
زندگیم چه سوت و کوره»

الهی شکرت…

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها