بایگانی برچسب برای: مسئولیت

خیلی خیلی کم پیش آمده که من از آدم‌های معمولی عکس بگیرم؛ منظورم از آدم‌های معمولی افرادی است که مدل نبود‌ه‌اند و قصد تبلیغ چیزی را نداشته‌اند. فقط چند نفر بسیار نزدیک که هم آن‌ها پذیرای سلیقه‌ی من بوده‌اند و هم من پذیرای کارکردن با آن‌ها.

اما عجیب اینجاست که عکس‌های همان نفرات اندک را در خفا ویرایش می‌کردم و اجازه نمی‌دادم کسی آن‌ها را ببیند، شاید برای خودشان اصلن مهم نبوده باشد اما برای من مهم بود که عکس‌‌هایشان دیده نشود. آن‌ها را امانتی نزد خود می‌پنداشتم که باید مراقبشان باشم و این رفتاری کاملن ناخودآگاه بود.

بگذریم از اینکه من قابلیت تبدیل‌کردن هر چیز کوچکی به یک مسئولیت بزرگ را دارم اما تصور می‌کنم که هر کسی باید دست‌کم تا حدی قابل‌اعتماد باشد بی‌آنکه گاهی حتی توقع این اعتماد برود. شاید بهتر است بگویم که باید بشود حساب هرچند اندکی روی کسی باز کرد که اگر نشود احتمالن رابطه‌ای هم شکل نمی‌گیرد.

بی‌خیال؛ امشب اصلن حوصله‌ی حرف‌های جدی را ندارم. ساعت ۲۲:۲۲ را نشان می‌دهد و این یعنی خدا حواسش به ما هست و لبخند کوچکی نثارمان می‌کند.

اشک‌هایم به طرز عجیبی درشت شده‌اند؛ می‌توانم حتی مسئولیت کم‌آبی را به عهده بگیرم و به قدر پرکردن تمام منابع زیرزمینی و روزمینی اشک بریزم؛ یعنی تا این حد می‌شود روی من حساب باز کرد.

الهی شکرت…

برخی از انواع پرنده ها از روش های زیرکانه ای برای مراقبت از فرزندانشان استفاده می کنند یا بهتر است بگوییم برای فرار کردن از زیر بار مسئولیت نگهداری از فرزندان. این پرندگان تخم های خود را در لانه ی سایر پرنده ها و در کنار تخم های آنها می گذارند و به دلیل شباهت زیاد تخم ها، این پرندگان متوجه این موضوع نمی شود و وقتی جوجه سر از تخم بیرون می آورد گمان می کنند که فرزند خودشان است و از آن مراقبت می کنند.

اصولا جوجه ی این پرنده ها زودتر از سایر جوجه ها سر از تخم بیرون می آورد چرا که مادرانشان عملیات گرم کردن تخم را از داخل بدن خود شروع کرده اند. این جوجه ها بر طبق غریزه، زمانی که سر از تخم بیرون می آورند یا سایر تخم ها را از لانه بیرون می اندازند و یا منتظر می شوند تا بقیه جوجه ها  به دنیا بیابند و سپس آن ها را یکی یکی می کشند تا پرندگان متوجه فریبی که خورده اند نشوند و تمام توجه خود را معطوف به همان یک جوجه کنند. خوب البته از آن مادران چنین فرزندانی هم انتظار می رود.

در بین انسان ها گونه های پیشرفته ای از این فریب کاری و فرار از مسئولیت وجود دارد. انسان ها بچه دار می شوند و به سادگی فرزندان خود را به پدر و مادرشان می سپارند و خودشان به سر کار یا مسافرت یا مهمانی می روند. دیگر حتی نیازی به این همه نقشه کشیدن و فعالیت هم نیست. در واقع این را حق مسلم خود می دانند.

این افراد نفهمیده اند که وقتی تصمیم میگیری مادر شوی یعنی پذیرفته ای که حداقل تا چند سال نباید سر کار بروی،‌ وقتی تصمیم میگیری که پدر شوی و نمی توانی فرزندت را همراه خود به مسافرت ببری یعنی نباید به آن مسافرت بروی. وقتی تصمیم می گیرید که پدر و مادر شوید یعنی پذیرفته اید که مسئولیت فرزندتان تمام و کمال با شماست و نه با هیچ کس دیگری. اگر این را درک نکرده اید و یا نمی توانید بپذیرید یعنی شما هنوز آمادگی لازم برای پدر یا مادر شدن را ندارید. پس لطفا به جای بچه دار شدن به کارهایی که نکرده اید بپردازید و انقدر نگران دیر شدن نباشید. نگران انسانی باشید که قرار است پدر و مادری بی مسئولیت داشته باشد، نگران تربیت انسانی باشید که قرار است دست به دست شود.

بله، بچه بالاخره بزرگ می شود و اگر افکار و باورهای درستی داشته باشد بالاخره مسیرش را پیدا می کند اما شما باید در مقابل این بی فکری حداقل به خودتان پاسخگو باشید.

اگر نمي تونيصد در صدِمسئوليتِ تصميماتي كه برای زندگی شخصیت ميگيري روبه تنهاییبر عهده بگيري و هميشه رويِ كمك ديگران براي اجرايي كردنِ تصميماتت حساب می کنی،این یعنی اینکه تو هنوز معنیِ تصمیم گیری رو نفهمیدی، یا به عبارت بهترغلط می کنیتصمیمی می گیری.