بایگانی برچسب برای: رقابت

انسان قابلیت تبدیل‌کردن هر لذتی به یک رقابت نکبت را دارد. به سادگی می‌تواند تباه کند هر لحظه‌‌‌ی خوشایندی را و حتی تمام لحظاتی را که بالقوه می‌توانستند خوشایند باشند.

هر لذتی را در تقابل با یک رقابت بی‌ثمر قرار می‌دهد و اگر کفه‌ی رقابت سنگین‌تر نشود کفه‌ی لذت را هم کاملن بی‌ارزش تلقی می‌‌کند.

انسان گویی معتاد است به هیاهوی برآمده از رقابت‌ها، انگار آن‌ها به مسیرش و به زندگی‌اش مشروعیت می‌بخشند که اگر نباشند انتخاب‌هایش بی‌کارکرد جلوه می‌کنند. گویی بدون تن‌دادن به رقابت‌ها همه‌ی مسیرها بازی‌های کودکانه‌اند بی هیچ حاصلی.

علاقمندی‌ها را مگر می‌شود به دست رقابت‌ها سپرد؟ رقابت‌ها به آن‌ها رحم نمی‌کنند، آن‌ها را می‌درند و هزارپاره می‌کنند. به فرض هم که پیروز میدان باشند، دیگر آن لذت بکر و بدیع ابتدای مسیر نیستند. زخم‌خورده و ناتوان می‌شوند. مثل چهره‌ای که نور از آن ستانده شده است به واسطه‌ی رنج‌ها و آسیب‌ها. رقابت‌ها چیزی برای از دست دادن ندارند،‌ اما علاقمندی‌ها دختران نورسیده‌ای هستند چشم‌انتظار شاهزاده‌ای بر اسب سپید. رقابت‌ها داغ ننگی می‌شوند بر پیشانی آن‌ها.

علاقمندی‌ها دل‌نازک‌تر از آنند که با رقابت‌ها دست‌به‌گریبان شوند. آن‌‌ها را باید در دستمال ابریشمی پیچید تا آسیبی نبینند.

الهی شکرت…

بعضی‌ها رقبای کوچکی برای خودشان انتخاب می‌کنند، کسانی که هم‌سطح خودشان هستند یا حتی پایین‌تر از خودشان و تلاش می‌کنند دستاوردهای اندکشان را به رخ آن‌ها بکشند. این‌ آدم‌ها دنیای کوچکی دارند که هر روز هم کوچک‌تر می‌شود.

بعضی‌ها رقبای بزرگی برای خودشان انتخاب می‌کنند، کسانی که فاصله‌ی زیادی با آن‌ها دارند. این آدم‌ها برای رسیدن به رقبا حسابی لت‌و‌پار می‌شوند و یا ناچار می‌شوند در مورد دستاوردهایشان مبالغه کنند.

بعضی‌ها هم خودشان را به عنوان رقیبشان برمی‌گزینند و می‌کوشند از خودشان بهتر شوند. این افراد ظاهری فرهیخته دارند اما با خودشان و شخصیت‌شان درگیرند و در زمین مسابقه‌ای بی‌پایان در حال دویدن.

بعضی‌ها هم زندگی را مسابقه نمی‌دانند و با هیچ‌کس، نه خودشان و نه دیگران، رقابت نمی‌کنند. آن‌ها نمی‌کوشند و نمی‌دوند چون می‌دانند که اگر بکوشند یا بدوند از کنار همه چیز با عجله خواهند گذشت و در نهایت همان چیزی را که برایش می‌دویدند یعنی زندگی را از دست خواهند داد.

آرامش و رضایت از آن کدام گروه است؟

ترجیح می‌دهیم عضو کدام گروه باشیم؟

آیا می‌دانیم با چه کسانی در حال رقابتیم؟

آیا رقیب دانستن کسی نشان‌دهنده‌ی حسادت و خود‌کم‌بینی ما نیست؟

گروه آخر چه نتایجی خواهند داشت؟ گروه‌های دیگر چطور؟

 

الهی شکرت…