بایگانی برچسب برای: خودشناسی

تعجب‌برانگیز است مقاومت آدم‌ها در برابر آزمودن شیوه‌های تازه؛ اینکه گاهی عادت‌های گذشته را رها کنند و تن را به آب تازه‌ای بزنند. آدم‌ها اغلب حوصله‌‌‌ای برای این رویارویی ندارند چرا که جسارت می‌طلبد و هیچ چیز در موردش قطعی نیست. ترجیح می‌دهند در همان مسیری که می‌شناسند راه بروند و همان مناظر قدیمی را ببینید، حتی اگر هزار مسیر بهتر وجود داشته باشد.

دخترِ جوان مادری جوان تازگی‌ها ازدواج کرده است، مادرش می‌گفت هنوز به ماشین ظرفشویی دست نزده است؛ می‌گوید تا من ظرف را پاک کنم و داخل ماشین بگذارم خودم با دست شسته‌ام. حتی چندین بار مهمانی داشته اما باز هم حاضر نشده است که خودش را به این آسایش دعوت کند چرا که برایش شیوه‌ای نیازموده است، او در خانه‌ی مادرش با این وسیله کار نکرده بنابراین خود را با آن غریبه می‌داند. برای توجیه عدم رویارویی هم بهانه می‌آورد که مثلن این وسیله بدتر وقت آدم را می‌گیرد یا کار را برای آدم سخت‌تر می‌کند. مگر تو آن را آزموده‌ای؟

مثل کسی که از رانندگی می‌ترسد و می‌‌گوید که پیاده‌روی را ترجیح می‌دهد.

هیچ اشکالی ندارد اگر نمی‌خواهیم با ترسی مواجه شویم، اما دست‌کم آن را به رسمیت بشناسیم. ما این حداقل شناخت را به خودمان مدیونیم؛ اینکه علت اصلی رفتارهایمان را بدانیم.

برخی کارها هم که هیچ خطری ندارند؛ مثل آزمودن شیوه‌ای تازه‌ای در خانه، یعنی واقعن مشتاق نیستیم بدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد آن هم وقتی که آزمودن حتی به جسارت هم نیاز ندارد؟ اگر آزمودیم و دوست نداشتیم با خیال راحت از آن می‌گذریم.

اصلن قرار نیست همه شبیه هم باشند یا همه علاقمند باشند به شیوه‌های تازه،‌ اما همیشه باید یک قدم عقب‌تر ایستاد و از بیرون به خود نگاه کرد. باید سوال کرد و صادقانه پاسخ داد؛ چرا این کار انجام می‌دهم؟ چرا حاضر نیستم آن کار را انجام بدهم؟ چرا فلان حرف از دهانم بیرون پرید؟ چرا در فلان موقعیت ساکت هستم؟ چرا همیشه می‌گویم نه یا چرا هیچوقت نمی‌توانم بگویم نه؟

و از هر پاسخ باید سوال تازه‌ای بیرون کشید. هر سوال نوری به یک گوشه‌ی تاریک می‌‌تاباند و کم‌کم درون انسان به نور خودشناسی روشن می‌شود.

اگر تصور می‌کنیم که خودشناسی مسیر زجرآوری است هنوز تبعات خودغریبگی را تجربه نکرده‌ایم. هنوز به قدر کافی توسط زندگی غافلگیر نشده‌ایم. کسی که خودش را نمی‌شناسد درست مثل کسی است که مجبورش کرده‌اند تن به وصلتی ناخواسته بدهد، آن هم با فردی که هرگز ندیده؛ انگار تازه در روز عقد قرار است همدیگر را ببینند و طرف مقابل هم اصلن به چشم‌اش زیبا نمی‌آید. چه مواجهه‌ی دردناکی خواهد بود.

اگر به دنبال وصلتی عاشقانه با درون و بیرون هستیم لازم است که تن به این آشنایی بدهیم.

الهی شکرت…