آدمحسابیها به زندگی امیدوارت میکنند؛ هم زندگی در معنای عام آن که زندهبودن است و نفسکشیدن و ادامهدادن و تابآوردن و هم زندگی در معنای خاص آن که عشقورزیدن است و باورداشتن و لبخندزدن و لذتبردن.
آدمحسابیها به یادت میآورند که رقابتی در کار نیست؛ بودن است و بالیدن به قدر بضاعت، دنبالکردن آنچه برایت معنا دارد و معنادادن به آنچه بودن از تو میخواهد.
آدمحسابیها دلگرمت میکنند به اینکه مهم نیست کجایی و چقدری و چگونهای و چیستی و چرایی… بیهیچ کدام از اینها میتوانی باشی، میتوانی از همان نقطه که هستی به راه بیفتی و نگران نقطهی پایان نباشی.
آدمحسابیها یکطوری اندازهاند که میشود با خطکشِ آنها مساحت زندگی را به دقت محاسبه کرد و نقشهاش را کشید و برایش سند گرفت.
آدمحسابیها تو را فرا میخوانند به اندازهشدن، به آدمحسابی شدن.
الهی شکرت برای آدمحسابیها…

