سوتی های دانشجویی

دورانِ دانشجوييِ من پُر بود از سوتي هاي ريز و درشت. يه شب قبل از خواب، توو خونه ي دانشجويي، رفتم دستشويي؛ مسواك زدم، گلاب به روتون بقيه ماجرا رو انجام دادم، بلند شدم و دقيقا همون موقع "دوباره" مسواك زدم ?? يعني حتي از مزه ي دهنم هم نفهميدم كه من همين الان مسواك زده بودم ? وَسَطاي مسواكِ دوم بود كه فهميدم. احتمالا ذهنم خيلي درگير بوده، توجيه بهتري نميشه آورد كه كمتر ضايع باشه. ?

ادامه مطلب