باید از بیرون به خودت نگاه کنی

وقتی یه چیزی واست آشنا باشه دیگه ازش نمی ترسی حتی اگر نفْس اون چیز واقعاً ترسناک باشه؛ مثلا تو هیچوقت از محله ای که توش به دنیا اومدی و بزرگ شدی نمی ترسی، هر چقدر هم که کوچه هاش شب ها تاریک و خلوت باشن یا آدم هاش خطرناک. چون تو با اون محله آشنایی و خودت رو جزئی از اون فضا می دونی، بنابراین دیگه احساس خطر نمی کنی. به همين ترتيب تو از فكرهات، از باورهات، از عادت هات نمي ترسي چون باهاشون آشنايي. سالهاست كه درون تو و همراه توئن، هر چقدر هم كه خطرناك یا آسیب...

ادامه مطلب