درون نگاری

چرا آمدی که بروی؟

اگر آمده بودی که بروی چرا هی حرف ِ فرداها را پیش می کشیدی؟ ماندن که شمال و جنوب نمی خواهد. باید زودتر از اینها می فهمیدم کسی که جهت ها را می شناسد اهل ماندن نیست.

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *