منطق نگاری

هیچ عشقی پایدار نخواهد ماند مگر…

هیچ عشقی هرگز و هرگز پایدار نخواهد ماند مگر و فقط مگر زمانی که هر یک از طرفین زندگیِ شخصیِ خودشان را به عنوانِ یک فرد داشته باشند. اگر دو طرف برای بهبودِ شخصیِ خودشان برنامه ای نداشته باشند و علائقشان را به هر دلیلی دنبال نکنند و اوقاتی را به تنهایی و با خودشان سپری نکنند دقیقا از همان نقاط عقده ها و بغض ها و تلخی ها شروع به شکل گرفتن می کنند و روزی میرسد که کاسه و کوزه ی تمامِ نرسیدن ها و نداشتن ها و نشدن ها بر سرِ عشق شکسته میشود و به سادگی عشق ها تبدیل به نفرت ها میشوند. پس اینکه همیشه و همه جا و همه وقت فقط با هم بودن و تمامِ مسیرها را با هم رفتن، قطعا نسخه ی سریال های آبکی ست و نه زندگیِ واقعی.

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

پست های مرتبط

2 نظر درباره ی “هیچ عشقی پایدار نخواهد ماند مگر…

  1. محمد گفت:

    بسیار مفید بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *