منطق نگاری

انسان ها و حیوانات

در بین حیوانات کسی دیگری را گروگان نمی گیرد یا بر سرِ عقاید پوچ و بی سر و ته نمی کُشد. در بین حیوانات کسی درگیرِ باکره بودن یا نبودن ماده ها نیست. در بین حیوانات روابط پیچیده نیستند و بچه ها بد تربیت نمی شوند. در بین حیوانات تبِ گیاهخواری، همجنسگرایی و فمینیستی واگیردار نیست. حیوانات هیچ گاه دزدی نمی کنند. همه ی حیوانات از همان بچگی نانِ بازویشان را میخورند، نه نانِ پارتی کُلُفت یا پدر کلفت ترشان را……

با این اوصاف نفهمیدیم این حجمِ عظیمِ عقل و درایت که وجه تمایز ما و سایر موجودات است و البته مایه ی مباهات ما، دقیقا کجایِ داستان قرار است که به درد بخور باشد!!!!!!

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

2 نظر درباره ی “انسان ها و حیوانات

  1. محمد گفت:

    دقیقا اینجا بدرد می‌خورد که خود را برتر و بالاتر و قدرتمندتر میبینیم و زمین و آسمان را که سهم اون‌ها بیشتر از ما است نابود میکنیم – آنجا که آنها را کثیف و نجس میدانیم و آنها را فقط منبع درآمد و سو استفاده و غذای خودمان میکنیم. جایی که حتی با سرنگ و اسید بزور میکشیم؟!؟!؟!چون فکر میکنیم با عقل تر هستیم بخاطر همین بیشتر از آنها اشتباه می‌کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *