نیایش روزانه
آگاهم که آگاهی
الهی، آگاهم که به من آگاهی؛ در تمام دشواریها و در تمام دلخوشیها. آگاهم که عالمی و همراهی و لطیفی و هدایتگری و قادری و یگانهای. یگانهای یعنی اینکه جز تو کسی نیست؛ تو همکاری، تو خانوادهای، تو شغلی، تو خریداری، تو ملکی، تو مالکی، تو دینی، تو دولتی، تو اقتصادی، تو آموزشی، تو کشوری، تو جهانی. وقتی کسی یا چیزی به جز تو نیست چرا باید بترسیم یا غمگین شویم یا نگران؟
آگاهم که به من آگاهی، کمکم کن تا آگاه باقی بمانم.
ما فقیریم
الهی، هر چه داریم از شما داریم و هر چه هستیم از شما هستیم. نفس از پی نفس هدیه میگیریم و طپش از پی طپش زنده میشویم. قدم از پی قدم بر زمین شما گام مینهیم و لحظه از پی لحظه به سوی شما میآییم. دستمان در دست شماست و پایمان همپای شما. پروردگارا، چشم از ما برمدار که «ما به هر چه خیر از شما برسد فقیریم.»
چشمانتظار نور
در تلاقی غم و اضطراب، در آن نقطهی تاریک که آدمیزاد را تاب تحمل نیست، همواره نور رحمت شما خواهد تابید؛ هزار بار تابیده است و هزار بار دیگر خواهد تابید. مرا یاری کن تا در این نقاط چشمانتظار نور باقی بمانم.
یک شکر تو از هزار
«من بی تو دمی قرار نتوانم کرد / احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زفان شود هر مویی / یک شکرِ تو از هزار نتوانم کرد»
قربان قشنگیهایت بروم من که مدتها پیش از آنکه ما به مرحلهی نیاز برسیم همه چیز را کنار هم میچینی که وقتی میرسیم ببینیم مهیاست هر چیزی که لازم است برای گذشتن از آن مرحله. تو نمیگذاری ترس بر قدمهایمان بنشیند یا غم بر قلبهایمان.
وظیفهام اعتماد است
وقتی میبینم چطور همه چیز را با این دقت و ظرافت و البته با این مهر و محبت برنامهریزی میکنید به خودم میگویم آن بخشهای دردناک را هم شما با همین دقت و همین محبت چیده بودی، منم که هنوز ادراک کاملی از روندها، مناسبات، علتومعلولها و از عملکرد سیستمی با این نظم و لطافت ندارم. وظیفهام این است که اعتماد کنم و میکنم تا آنجا که دستم برسد.
خداوند مشغول کار است
خداوند همواره مشغول کار است، من این را میبینم. حتی وقتی که ما اصلن توی باغ نیستیم او دست از کار نمیکشد. یک روز چشم باز میکنیم و میبینیم که اتفاقات ریز و درشت زنجیروار به هم وصل میشوند و نتیجهای را رقم میزنند که شبیه معجزه است. همزمانیهایی که ایجاد کردنشان از هیچ قدرتی ساخته نیست آنقدر روان و طبیعی رخ میدهند که کاملن پیداست دست یک قادر مطلق در کار بوده است. تنها وظیفهی انسان این است که اعتمادش را از دست ندهد. یادآوری میکنم تا وظیفهام را فراموش نکنم.
او آبرونگهدار است
میدانم مادامی که دستم در دست خداوند باشد لازم نیست نگران چیزی باشم. آبرویم را به او سپردهام و او تضمین کرده است که آبرونگهدار بندههایش است.
معجزه چیز عجیبی نیست
تو آتش را بر من سرد کردی، همانطور که بر ابراهیم. تو رود را بر من گشودی، همانطور که بر موسی، تو مرا عزیز کردی، همانطور که یوسف را، تو مرا رونق بخشیدی، همانطور که سلیمان را. تو مرا صبر آموختی، همانطور که ایوب را. تمام آنچه برای دیگران کردی همه را یکجا در حق من کردی.
معجزه چیز عجیبی نیست، معجزه همان چیزیست که هر لحظه پیش چشم من است؛ زندگیام.
حالا کجا دست من میرسد به شکرگزاری؟ کجا قد و قوارهی من میخورد به بندگیکردن؟ کجا من اندازهی این همه لطف و رحمتم؟
من کارهای نیستم
غم فردا را خوردن برای من یعنی تصور میکنم قدرت دست من است و من کارهای هستم، که به جد میکوشم از این گندهپرانیها فاصله بگیرم. تمام سالهایی که تصور میکردم قدرت دست من است قطار زندگیام یک ایستگاه هم جلو نرفت. فردا مال آن کسی است که فردا را به آدمیزاد میبخشد، خودش خوب بلد است از عهدهی فردا برآید.
سهام خداوند
هر روز از خداوند سهام بخر؛ با قدردانیکردن، با توجهکردن به نعمتهایی که داری، با لبخندزدن، با سپردن کارها به او، با نگران نبودن، با نگاهکردن، با تن را عزیز شمردن، با احترامگذاشتن به زندگی، با شوق داشتن برای یک روز تازه، … و بعد ببین تا آخر سال چقدر سود کردهای از این سهام.
شرک مکتب ماست
پروردگارا، ما به سادگی قدرت را از شما میگیریم و آن را به دولت، خانواده، شغل، پول و از همه دردناکتر به خودمان میدهیم. شرک مکتب ما آدمهای ضعیف است که فرصت امنبودن در دستان شما را تاخت میزنیم با خفت و ناامیدی و ترس فقط چون نمیتوانیم به آنچه نمیبینیم اعتماد کنیم. با این همه شما دستت را عقب نکش که دست ما کوتاه است.
خواست شما
پروردگارا، ایمان دارم که برگی بدون اذن شما نمیافتد. پس هر طور که بشود همانطوری است که شما خواستهای. کمکم کن که نخواهم آنچه را شما نمیخواهی و بپذیرم آنچه را شما میخواهی.
محصولات آموزشی
آدمحسابیها به زندگی امیدوارت میکنند؛ هم زندگی در معنای عام آن که زندهبودن است و نفسکشیدن و ادامهدادن و تابآوردن و هم زندگی در معنای خاصش که عشقورزیدن است و باورداشتن و لبخندزدن و لذتبردن.
آنها به یادت میآورند که رقابتی در کار نیست؛ بودن است و بالیدن به قدر بضاعت، دنبالکردن آنچه برایت معنا دارد و معنادادن به آنچه بودن از تو میخواهد.
آنها دلگرمت میکنند به اینکه مهم نیست کجایی و چقدری و چگونهای و چیستی و چرایی… بیهیچ کدام از اینها میتوانی باشی، میتوانی از همان نقطه که هستی به راه بیفتی و نگران نقطهی پایان نباشی.
آدمحسابیها یکطوری اندازهاند که میشود با خطکشِ آنها مساحت زندگی را محاسبه کرد و نقشهاش را کشید و برایش سند گرفت.
آدمحسابیها تو را فرا میخوانند به اندازهشدن، به آدمحسابی شدن.
خدا را شاکرم برای تکتک آدمحسابیهایی که از دل کتابها و یا از دل زندگی دستم را گرفتند و نگذاشتند از مسیر خارج شوم، شاکرم برای دنبالکردن آنچه برایم معنا دارد، شاکرم که دستم میرسد به شکرگزاری، شاکرم برای «خدایی که در این نزدیکیست»، برای عشق، برای نوشتن و بیش از همه برای زندگی.
-
ردپاهای تازه - ۴۳ - تو متفاوت از دیگران نیستی
Mar 6, 2026 • 00:14:00
تو متفاوت از دیگران نیستی (کدام هزینه را میخواهی پرداخت کنی؛ هزینهی چاق بودن یا لاغر بودن؟ با توهم متفاوت بودن کار را برای خودت سخت نکن.)
-
ردپاهای تازه - ۴۲ - لطفن سیب را نخور
Mar 5, 2026 • 00:07:16
قصه، قصهی خوردن سیب است، سیب را نخور، اعتماد کن.
-
ردپاهای تازه - ۴۱ - خداوند ما را در برگرفته است
Mar 4, 2026 • 00:06:16
خداوند ما را در برگرفته است و در شقفت خود از ما مراقبت میکند.
-
ردپاهای تازه - ۴۰ - بهترین توصیف جهنم
Mar 3, 2026 • 00:06:16
بهترین توصیف جهنم
-
ردپاهای تازه - ۳۹ - بازی را خراب نکن
Mar 2, 2026 • 00:11:58
بازی را خراب نکن.
-
ردپاهای تازه - ۳۸ - خداوند را در نعمتها پیدا کنیم
Mar 1, 2026 • 00:11:20
خداوند را در نعمتها پیدا کنیم.
-
ردپاهای تازه - ۳۷ - ایمان مرا قویتر کن با معجزات بزرگتر
Feb 28, 2026 • 00:04:56
ایمان مرا قویتر کن با معجزات بزرگتر
-
ردپاهای تازه - ۳۶ - مهمترین ویژگی خداوند چیست؟
Feb 27, 2026 • 00:05:29
مهمترین ویژگی خداوند چیست؟
-
ردپاهای تازه - ۳۵ - نجات از درماندگی
Feb 26, 2026 • 00:07:08
نجات از درماندگی
-
ردپاهای تازه - ۳۴ - آیا معجزه برای همه اتفاق میافتد؟
Feb 25, 2026 • 00:08:38
آیا معجزه برای همه اتفاق میافتد؟









