باید مراقب حال مرد بود

مرد به حمایت عاطفی نیاز دارد و هر چه سنش بیشتر می شود به حمایت بیشتری نیاز دارد. مرد بر خلاف چیزی که به ما یاد داده اند یک چوب خشک نیست که نیازی به مراقبت و نگهداری نداشته باشد بلکه گیاهی حساس است که باید دائما از آن مراقبت کرد. باید همیشه مراقب غرورش و احساساتش بود. باید هر

بیشتر بخوانید

شکست عشقی

زنگ زد گفت: «یه نسخه از پایان نامه ی فوق لیسانست رو بده به من.» من خیلی خوشحال شدم گفتم: «واقعا میخوای پایان نامه ی منو داشته باشی؟!» گفت: «آره، حجمش خیلی زیاده، میخوام پشت برگه هاش چک نویس کنم ورق سفید حروم نشه.» ? ? به نظرم ضایع ترین نوع شکست ِ عشقی بود. ☹️  

بیشتر بخوانید
لطفا واژگان کامیپوتری را بومی سازی نکنید

لطفا واژگان کامیپوتری را بومی سازی نکنید

واژگان تخصصی ِ کامپیوتر جزء اون دسته از واژگانی هستن که نباید بومی سازی بشن. یعنی اصلا نمیشه که بومی سازیشون کرد. من نمیدونم چه اصراریه یه عده زحمت کش سعی می کنن برای تمام کلمات این حوزه یه معادل فارسی پیدا کنن. اینجوری میشه که باید مدت ها به عبارت “درون ریز و برون بر ابزارک” خیره بشی تا

بیشتر بخوانید

دست از احساس قربانی بودن یا احساس احمق بودن برداریم

علم کامپیوتر از خیلی از جهات یک علم انتزاعیه که اصولا در جهان بیرون نمود مشخصی نداره. به عنوان مثال وقتی از شما میخوان که یک شبکه رو شبیه سازی کنید تا مثلا کارکرد یک الگوریتم مسیریابی رو در اون شبکه بررسی و نتیجه گیری کنید، انگار که از شما میخوان برید احضار روح کنید و با این ارواح ارتباط

بیشتر بخوانید

فرار کردن از زیر بار مسئولیت

برخی از انواع پرنده ها از روش های زیرکانه ای برای مراقبت از فرزندانشان استفاده می کنند یا بهتر است بگوییم برای فرار کردن از زیر بار مسئولیت نگهداری از فرزندان. این پرندگان تخم های خود را در لانه ی سایر پرنده ها و در کنار تخم های آنها می گذارند و به دلیل شباهت زیاد تخم ها، این پرندگان

بیشتر بخوانید

درون ِ آدم ها

در درون ِ هر آدم باشعوری یک آدم بی شعور نهفته است که اگر زیادی تحریک شود خودش را نشان خواهد داد. اما بر عکسش صادق نیست. یعنی در درون ِ هیچ آدم بی شعوری یک آدم باشعور نهفته نیست. پس هیچ گاه نباید انتظار ظهورش را داشت.

بیشتر بخوانید

عمل دماغ

چند باری رفتم مطب یه دکتر گوش و حلق و بینی که گوشم رو چک کنم. اگه رفته باشید می دونید که توو مطب این پزشکانِ عزیز همه رسما توو دماغِ همدیگه هستن. توو یکی از این مراجعات یه دختر تقریبا هجده ساله (از حرفهایی که راجع به مدرسه و کنکور میزد فهمیدم) کنار من نشسته بود که خیلی بی

بیشتر بخوانید

فینگلیش به سبک جدید

قبلا ها فارسی رو با حروف انگلیسی می نوشتیم و بهش می گفتیم فینگلیش. جدیدا انگلیسی رو با حروف فارسی می نویسیم و هنوز هیچ اسمی واسش انتخاب نکردیم. فینگلیش خودش به اندازه ی کافی دردناک بود،‌ هنوز نمی دونم چرا این کار رو می کردیم،‌ کیبوردها که همیشه حروف فارسی داشتن پس می تونستیم عین آدم فارسی رو فارسی

بیشتر بخوانید

جنگیدن با طبیعت

طبیعت بسیار بسیار قدرتمند است، بسیار قدرتمندتر از هر نیرویی که بشر بتواند متصور شود. جنگیدن با طبیعت و ایستادن در مقابلش ثمری جز نابودی نخواهد داشت. تنها گزینه ی بشر در مقابل طبیعت این است که مانند تمام موجودات دیگر با آن همراه شده و اجازه دهد تا طبیعت رسالت خود را به سرانجام برساند و در این مسیر

بیشتر بخوانید

روحم یا تنبله یا ترسوئه یا وابسته است

روح من همیشه بغل دستم میخوابه، هر چی هم بهش میگم روح جان پاشو برو چند تا کوچه اونورتر یه ادونچری چیزی، چرا همش چسبیدی به ما؟ به خرجش نمیره که نمیره. با کوچکترین صدا و کوچکترین حرکتی هم زرت برمیگرده میاد تو بدنمون. روحم یا تنبله یا ترسوئه یا خیلی وابستگی داره به من، اینجوری میشه که خواب من

بیشتر بخوانید