واقع گرایی حرف مفته

آدم ها یا منفی گرا هستن یا مثبت گرا، چیزی به اسم واقع گرایی وجود خارجی نداره، چرا؟ چون واقعیت هارو ما هستیم که داریم «ایجاد می کنیم». اگر واقعیت زندگی من مطلوب و خوشایند نیست معنیش این نیست که برای تمام افراد همینطوره. دُرُست زمانی که من در حال ِ تجربه کردنِ واقعیت هایی تلخ هستم دقیقاً در یک

بیشتر بخوانید

به دغدغه هامون بخندیم

سال اول ابتدایی دیکته ی کلمه ی سیب زمینی رو اشتباه نوشتم، نمی دونستم جدا نوشته میشه یا سرِهم. یه جورایی بینابینی نوشته بودم که مثلا معلم نفهمه و نمره بده. از شانس معلم همون موقع دیکته هارو صحیح کرد و از من پرسید که مریم این رو سرهم نوشتی یا جدا، منم که نمی دونستم کدوم درسته ولی مجبور

بیشتر بخوانید

من اسم مستعار دارم

من اسم مستعار دارم؛ «سمیرا». قدیم ها می گفتند ریشه ی عربی دارد و  معنی اش می شود زن گندمگون. این روزها کشف کرده اند که آنکه می شود زن گندمگون سُمَیرا است. حالامیگویندکه سمیرا از یک طرف می رسد به زبان سانسکریت و معنایش می شود همراه خوشایند، از طرف دیگر ریشه در فارسی کهن دارد و یک جورهایی

بیشتر بخوانید
standard

درسی که فوتبال برای ما دارد

من هیچی از فوتبال نمی دونم. یعنی اطلاعات من درباره ی فوتبال در حدّیه که یه مرغ ممکنه در مورد فلسفه بدونه!! اگه یه روزی بفهمم که آفساید دقیقاً چیه اون روز خودم رو لایق دریافت یه کاپ قهرمانی می دونم. اما با همین اطلاعات ِ ناقص فکر می کنم که این ورزش یه درس بزرگ برای همه ی ما

بیشتر بخوانید

ارزش ما خیلی بیشتر از یه زندگی این مدلیه

یه بار توو خیابون یه آقایی اومد جلو و اون سوال کلیشه ای رو پرسید که «خانم می تونیم با هم آشنا بشیم؟» گفتم ببخشید من متأهلم،‌ گفت اتفاقا منم متأهلم 🤭 یه آن احساس کردم که به قول خارجی ها We have so much in common 😶 می خواستم بگم حالا که انقدر نقاط مشترک داریم بیا با هم دوست باشیم

بیشتر بخوانید

مغز ما جعبه ی جواهرات ارزشمند ماست

من یاد گرفتم که از معده ام به عنوان سطل زباله استفاده نکنم، مثلا اگه نمیشه یه غذایی رو نگه داشت و من جا ندارم که اون غذارو بخورم قطعاً می ریزمش دور اما به زور نمی خورمش که مثلا حروم نشه چون فهمیدم که اسم این کار “اسراف نکردن” نیست، بلکه اسمش تبدیل کردن معده به سطل زباله است

بیشتر بخوانید
standard

متعادل بودن

تقریبا مطمئنم که من هرگز روی بدنم تأتو نخواهم کرد؛ چون هیچ نقشی، هیچ نوشته ای، هیچ عقیده ای و هیچ چیزی برای من اونقدر خاص نیست که حاضر باشم تا آخر عمرم بپذیرمش و تمام عمر جلوی چشمم باشه. من اگه بچه ای می داشتم هیچوقت نمی تونستم اسمی براش انتخاب کنم چون هیچ اسمی هم برام اونقدر خاص

بیشتر بخوانید

جهان بر پایه ی خیر است

بذار یه چیزی بهت بگم که خیالت راحت بشه؛ جهان بر پایه ی خیره، نیروی خیر تنها نیروی حاکم بر جهانه. هر اتفاقی که در هر گوشه ای از جهان می افته که شاید از نظر ما منفی یا مثبت باشه، تولد ها و مرگ و میرها، دوستی ها و دشمنی ها، جنگ ها و صلح ها، همه و همه

بیشتر بخوانید

چالش ۲۱ روز نظم و ترتیب – قراره آدم منظمی بشم :دی

من آدم به شدت شلخته ای هستم، هر جاییکه پامو می ذارم اونجارو شلوغ و به هم ریخته می کنم، هیچوقت نمی تونم اون موقعی که باید وسیله ها رو سر جاشون بذارم و فضا رو مرتب نگه دارم. از یه پدر ارتشی ِ به شدت مرتب چنین دختر شلخته ای بعیده واقعا،‌ ولی خب هستم دیگه.? البته باید اینو

بیشتر بخوانید
standard

چیزهای کوچیک رو ببین و ازشون لذت ببر

خیلی سخته که بتونی از موفقیت های کوچیک لذت ببری، از خوشی های کوچیک شاد بشی، بابت نعمت های کوچیک سپاسگزار باشی، از تغییرات کوچیک شروع کنی. خیلی سخته که تمام این چیزهای کوچیک برات انگیزه باشن و ناامید نشی، اما فقط در اینصورته که موفقیت های بزرگ، خوشی های بزرگ و نعمت های بزرگ به سراغت میان. فقط در

بیشتر بخوانید