یا تمام راه باش یا هرگز نباش

کسی که از نیمه ی راه تنها می شود بسیار تنهاتر از کسی ست که از ابتدای راه تنها بوده باشد. یا تمام ِ راه باش یا هرگز نباش.

بیشتر بخوانید

فکر و درد

فکری که بخشی ست از یک روایت ِ بزرگتر تلاش می کند بیرون بجهد از مغز آدمی که بخشی ست از یک روح بزرگتر، گرفتار در مکانی که بخشی ست از یک جهنم بزرگتر و دردی را به دوش می کشد که بخشی ست از یک تراژدی بزرگتر و فکر آرزو می کند که ایکاش بخشی بود از یک روایت

بیشتر بخوانید

رقص دستانت

کدام ترانه را می سرائی در رقص دستانت که اینگونه بی تاب می شوم؟ چه می شود اگر بیایی و بمانی و برقصند دستانت تا ابد و بروم آن سوی آنچه بی تابی اش می نامم و برود از دلم هرچه دلتنگی است و بگیرم آرام در مأمن نگاهت و بمیرم، بمیرم برای یک لحظه تماشای رقص دستانت….

بیشتر بخوانید

میلاد تو

چه آرام و بی خبر رخنه کرد در عمق وجودم آن حس ِ غریب ِ لطیف. تو شدی تمام من و من دل بریدم از هر چه غیر ِ تو بود. نامش را نمی دانستم اما پیامش زیباتر بود از هرچه زیبایی که می شناختم. این همه را تنها یک چیز ممکن می کرد؛ میلاد تو که تولد عشق بود

بیشتر بخوانید

قرارم با تو بهار بود

همان روز، همان جا، همان وعده ی دل انگیز قرارم با تو بهار بود که بهانه ای شود شاید به قرار گرفتن این دل بیقرار بهار که نه، بهانه ام تو بودی که شانه ات تمام قرارم است و عشقت تمام بهارم

بیشتر بخوانید

من متعلق نبودم به این زندگی

زمان در ذهنم دگرگون شده، آشفته شده، زمان که نه، ذهنم آشفته شده. آخرین بار که برایت نوشتم شاید نه خیلی دور باشد اما بر من بسیار گذشته. بر من ِ تنها که نه بر ما گذشته. این بار نمی خواهم برای تو بنویسم، دلم می خواهد برای خودم بنویسم اما تو بخوانی که این آرامم می کند که هزاران

بیشتر بخوانید

مرهم زخم

این زخم را مرهم اگر هست بیاورید، وگرنه خاموش شوید که یاوه گوئیتان درد را مضاعف می کند.

بیشتر بخوانید

تا چه اندازه باورهایت را باور داری؟

تا چه اندازه باورهایت را باور داری؟ باور کن که هر آنچه به آن باور داری ممکن است در یک لحظه و در نهایت ناباوری فرو ریزد آن هم با رفتن نابهنگام کسی که شاید فقط یک بار دیده باشی اش، شاید هم اصلا ندیده باشی اش. می خواهی باور کن می خواهی نکن، اما ممکن است تو آن کسی

بیشتر بخوانید

عشق پدرانه و مادرانه

در هر جنبه ای از زندگی، در مقابل هر آدمی و در هر شرایطی، احساسی که بی دلیل شکل بگیرد و بی دریغ ادامه یابد نامش می شود حماقت. یعنی اگر شما محبتی بی دریغ به فردی داشته باشید، به طوریکه آن فرد هر رفتاری داشته باشد شما هنوز دوستش داشته باشید و نتوانید از محبت خود کم کنید شما

بیشتر بخوانید

هم صحبتی با بعضی آدم ها

هم صحبتی با بعضی از آدم ها مثل فرار کردن از یه چیزهایی که نمی دونی چی هستن تو کابوس های شبانه می مونه؛ طولانی، دلهره آور، تکراری و در نهایت پوچ.  

بیشتر بخوانید