اگر بگویم دوستت ندارم دروغ گفته ام

اگر بگویم دوستت ندارم دورغ گفته ام، حتی اگر بگویم کمتر از قبل دوستت دارم باز هم دروغ گفته ام. فقط دیگر یاد گرفته ام بی تو بودن را.

بیشتر بخوانید

همه چیز ممنوع است

رفتن ممنوع، خطر کردن ممنوع، ماندن هم حتی ممنوع!!!! تنها فعل مجاز گویا آمدن است. قبل و بعد از آن همه چیز ممنوع است، حتی نیامدن.

بیشتر بخوانید

مرگ تو

.کم کم داشت باورم می شد که حتی مرگ هم نمی تواند به ماجرای زندگی پایان دهد، تا اینکه تو مردی

بیشتر بخوانید

تو را می خواهم

یادت را نه؛ من تو را می خواهم.

بیشتر بخوانید

آدم های تیره بخت

بعضی آدم ها هم هستند که بی وقفه تلاش می کنند خودشان را از تو و هر آدم دیگری که می شناسند، در هر زمینه ای که ممکن باشد، تیره بخت تر نشان دهند و آنقدر این کار را کرده اند که باورشان شده حداقل تا شعاع چند کیلومتری اطراف آنها و حداقل میان تمام ِ آدم هایی که می

بیشتر بخوانید

اگر مانده بودی…

اگر مانده بودی، دمی را بی تو نمی ماندم

بیشتر بخوانید

درد و درمان

بعضی آدم ها هستند که نه دردند و نه درمان. حضور و عدم حضورشان فرقی ندارد. گاهی در شادی ها می بینی شان و اغلب فراموش شان می کنی. لازم نیست در مورد این آدم ها کاری بکنی، خودشان از کنار زندگی ات می گذرند بی آنکه ردی بگذارند. بعضی از آدم ها فقط دردند. هرگز و در هیچ موقعیتی

بیشتر بخوانید

حتی اگر ….

حتی اگر به اندازه ی از هم پاشیدن ِ ناگهانی ِ قاصدکی زمان داشته باشم آن را جز برای دوست داشتنت صرف نخواهم کرد.

بیشتر بخوانید

تلاش بی ثمر

تلاش سراسر بی ثمری است فرار کردن از چشم هایت که به زندگی ام گره خورده اند. مثل فرار کردن از نفس کشیدن است؛ یا خفه می شوم و یا هوا را بسیار عمیق تر می بلعم

بیشتر بخوانید

چرا آمدی که بروی؟

اگر آمده بودی که بروی چرا هی حرف ِ فرداها را پیش می کشیدی؟ ماندن که شمال و جنوب نمی خواهد. باید زودتر از اینها می فهمیدم کسی که جهت ها را می شناسد اهل ماندن نیست.

بیشتر بخوانید