و تو هرگز نفهمیدی که من در اتاق کناری شب را با گریه صبح کردم. روزمرگیات، بی حوصلگیات، معذوراتت نگذاشتند که بفهمی. نگذاشتند بفهمی که چرا تو را از لحظههایم و خودم را از آغوشت دریغ میکنم.
بایگانی برچسب برای: بی حوصلگی
الهی شکرت…
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ «نزدیکتر از رگ گردن».
تازهترین نوشتهها
- اگر انتخاب میکنی پس غنی هستی15 بهمن 1404 - 9:03 ب.ظ
- گیر افتاده در خطوط بههم پیچیدهی تلفن14 بهمن 1404 - 10:28 ب.ظ
- دمپایی پاره13 بهمن 1404 - 11:21 ب.ظ
- تازهکارها به دنبال معنا هستند12 بهمن 1404 - 11:15 ق.ظ
فراموشیِ عاشقانه17 دی 1404 - 7:39 ب.ظ

