هيچ عشقی هرگز و هرگز پايدار نخواهد ماند مگر و فقط مگر زمانی كه هر يک از طرفين زندگیِ شخصیِ خودشان را به عنوانِ يک فرد داشته باشند. اگر دو طرف برای بهبودِ شخصیِ خودشان برنامهای نداشته باشند و علائقشان را به هر دليلي دنبال نكنند و اوقاتی را به تنهايی و با خودشان سپری نكنند دقيقا از همان نقاط عقدهها و بغضها و تلخيها شروع به شكل گرفتن میكنند و روزی میرسد كه كاسه و كوزهی تمامِ نرسيدنها و نداشتنها و نشدنها بر سرِ عشق شكسته ميشود و به سادگی عشقها تبديل به نفرتها میشوند. پس اينكه هميشه و همه جا و همه وقت فقط با هم بودن و تمامِ مسيرها را با هم رفتن، قطعا نسخهی سريالهای آبكی است و نه زندگیِ واقعی.
بایگانی برچسب برای: نرسیدن
الهی شکرت…
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ نزدیکتر از «نزدیکتر از رگ گردن».
تازهترین نوشتهها
- برکتت را روی چشمم میگذارم8 شهریور 1404 - 11:39 ب.ظ
- خدا هوای دل آدمها را دارد7 شهریور 1404 - 11:16 ب.ظ
- شکر کن اگر بهتر از آنی که پندارندت6 شهریور 1404 - 11:40 ب.ظ
- برویم و همدمی دیگر جوئیم5 شهریور 1404 - 9:39 ب.ظ
- نکند بو از نوشتهها باشد؟4 شهریور 1404 - 11:41 ب.ظ