کمکم داشت باورم میشد که حتی مرگ هم نمیتواند به ماجرای زندگی پایان دهد، تا اینکه تو مُردی.
بایگانی برچسب برای: ماجرای زندگی
الهی شکرت…
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ «نزدیکتر از رگ گردن».
تازهترین نوشتهها
تن از یاد نمیبرد14 دی 1404 - 9:26 ب.ظ
موسیقی حیات13 دی 1404 - 8:04 ب.ظ
پاییز پادشاه دیکتاتور فصلهاست12 دی 1404 - 3:15 ب.ظ
تصمیم مهم فیوز11 دی 1404 - 11:02 ب.ظ
دیفیوز فحش نیست10 دی 1404 - 5:01 ب.ظ

