کدام روز است که روز تو نباشد؟
کدام روز است که یادت در سرمان و مهرت در قلبمان نباشد؟
کدام روز است که در آن فاصلهای باشد میانمان؟
مگر یک سال صبر کردهایم تا یک روز بشود روز تو و در آن روز به یاد تو بیفتیم؟
با این همه هرگز گمان نمیکردم که مناسبتها اینگونه کمر آدم را خم کنند. (شاید اصلن برای چنین روزی بود که از مناسبتها فراری بودم و هستم.)
از تو ممنونیم که اجازه دادی ما این جهان را از طریق تو تجربه کنیم، تو ما را پذیرفتی و به مهربانانهترین و بزرگوارانهترین طریق ممکن پرورش دادی.
ما بیشک از خوشبختترین مردمانِ زیسته در جهانیم.
الهی شکرت…
(امروز به یه بچهی چهارساله حسادت کردم، فقط چون مادر داشت.)


