شوخی‌های آشپزخانه‌ای – قسمت دوم

فقط یک جا هست که «تفکیک‌ جنسیتی» در آنجا نه تنها مشکلی نمی‌سازد بلکه کاملن پذیرفتنی و حتی الزامی است.

کحا؟

ماشین لباس‌شویی.

بله، تنها جایی که تفکیک جنسیتی در آن جواب می‌دهد ماشین لباس‌شویی است؛ فقط آنجاست که باید جنسیت‌ها را تفکیک کرد، چون اختلاط جنسیتی به جنس ظریف آسیب می‌رساند. آنقدری که تفکیک جنسیتی مهم است تفکیک رنگی اهمیت ندارد.

ماشین لباس‌شویی کلن وسیله‌‌ای نژادپرست و تا حدی دگم است؛ دائم امر و نهی می‌کند که این باید از آن جدا شود، یا این‌ها فقط نیم ساعت وقت دارند. در نهایت هم یک طوری همه را می‌چرخاند که خانواده و اصل و نسب همه‌ با هم قاطی می‌شود. وقتی بیرون می‌آیند دیگر نمی‌شود از هم تشخیص‌شان داد یا تفکیک‌شان کرد.

یک جور درهم‌آمیزی غیرصلح‌آمیز است که نمونه‌‌‌ی وحشیانه‌اش را در چرخ‌گوشت می‌توان مشاهده کرد.

ماشین لباس‌شویی با آن همه تعصب و خشک‌اندیشی چطور راضی می‌شود به این درهم‌آمیزی؟ چطور است که نمی‌گوید لباس‌ها را یکی‌یکی بینداز؟ چون با وجود تفکیک جنسیتی شرایط بغرنج‌تر هم می‌شود و بیشتر پای روسیاهی وسط می‌آید. کاش حداقل اجازه می‌داد به اختلاط جنسیتی، آن موقع احتمالن لباس‌ها هم کمتر ناراضی بودند، یک مغازله‌ی بی‌دردسر و بی‌خطرِ ننگ و رسوایی بود برایشان. اما با این وضع فقط برچسب هم‌جنس‌گرایی به پیشانی‌شان می‌چسبد.

ظاهرن اینحا هم تفکیک جنسیتی جواب قطعی نمی‌دهد.

الهی شکرت…

قسمت اول شوخی‌های آشپزخانه‌ای را اینجا بخوانید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *