تن از یاد نمی‌برد

عکس‌نوشته کنار مجسمه‌ی گربه | تن از یاد نمی‌برد | ماریا کاف

تن اهل انتقام گرفتن است، تن کینه‌ایست، تن از یاد نمی‌برد.

شاید حتی سال‌ها چیزی را به رویت نیاورد اما هیچوقت فراموش نمی‌کند. اصلن همین فراموش‌نکردن است که تن را از بیماری‌ها نجات می‌دهد چون یادش نمی‌رود که قبلن چگونه از عهده‌ی موقعیت‌ها برآمده است اما تن با تو شوخی ندارد، تن بی‌جواب نمی‌گذارد.

تن که یک وجب و دو وجب نیست، تن میلیون‌ها سلول است، کدامشان را می‌خواهی راضی کنی؟ همه کینه‌ای، همه خوش‌حافظه، همه پیگیر. به ازای هر کدام که می‌میرند چند تای دیگر زاده می‌شوند، با همان خاطرات، همان اطلاعات.

اگر خوش‌رفتار هستی وظیفه‌ات را انجام می‌دهی اما اگر بدرفتار هستی منتظر انتقام باش. به روزهایی که ساکت است و همراهی‌ات می‌کند دلخوش نباش، منتظر فرصت است؛ پایش که بیفتد دودمانت را به باد می‌دهد. فرصتی که دست بدهد ریشه‌ات را می‌خشکاند.

فکر نکن تو رئیسی. در مقابل تن صبور و آرام و سربه‌‌زیر و بله‌قربان‌‌گو باش تا او هم مرکب راهورت باشد. برای تن مهم نیست که تو باشی یا نه، حتی بودن خودش هم برایش مهم نیست، اما تن گردن‌کشی را تاب نمی‌‌آورد، زورگویی را، بی‌مهری را تاب نمی‌آورد. به هر قیمتی که باشد به حساب و کتابت رسیدگی می‌کند، حتی به قیمت مرگ خودش که مساوی است با مرگ تو.

اگر بیش از حد فشار وارد می‌کنی و تصور می‌کنی که اوضاع روبراه است این فقط آرامش قبل از طوفان است.

زیاد بیدار می‌مانی؟ زیاد می‌خوری؟ زیاد استرس داری؟ منتظر باش که زیاد بمیری. تن به یک بار مردنت رضایت نمی‌دهد، زجرکش کردن شیوه‌ی معمول برخورد تن با عوضی‌هاییست که او را نادیده می‌گیرند.

کم مسواک می‌زنی؟ کم آب می‌خوری؟ کم تحرک داری؟ پس کم مانده تا نوبتت برسد.

به تن احترام بگذار، با تن مهربان باش، برای تن صبوری کن.
به تن گوش بده، با تن همراهی کن، برای تن شکرگزار باش.

تن را دوست داشته باش.

الهی شکرت…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *