حس نگاری, درون نگاری

زن بودن عجب اتفاق خوبیست

پرده را در اتاق تاریک کنار می زنم و دختر را در اتاق روشن می بینم که خودش را رها کرده است در دستان زندگی و چه زیبا می رقصد. رقص دستانِ کشیده و گیسوان بلندش را می بینم که آسوده و بی‌خیال به این سو و آن سو می‌روند.

زنی می تواند به همین سادگی غرق شود در شور زندگی بی آنکه نیاز به چیز بیشتری داشته باشد.

زن دیگری می تواند روزش را با تماشای این زیبایی دل انگیز به پایان برساند بی آنکه متهم به چیزی شود.

این زن بودن عجب اتفاق خوبیست. خوبتر از آنکه بتوان به اندازه ی کافی سپاسگزارش بود.

روز زن مبارک 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.