درون نگاری, منطق نگاری

دنیای بیرون تو بازتاب دنیای درون توست

دنیای بیرون تو بازتاب دنیای درون توست؛ بی هیچ کم و کاست و بی هیچ زیاده ای.

اگر در دنیای بیرون خشم را تجربه می کنی باید به دنبال نطفه ی این خشم جایی در درون خود باشی.

همین طور اگر دروغ را، خیانت را، حسادت را، بد قولی را

و البته اگر محبت را، صداقت را، وفاداری را و خوش قولی را تجربه می کنی نیز هم.

همه ی اینها در درون ما نطفه می بندند و از وجود ما تغذیه می کنند و زمانی که به اندازه ی کافی رشد کردند متولد می شوند و به صورت یک موجود زنده در مقابل ما قرار می گیرند.

اینها فرزندانِ ما هستند،
فرزندان خلف و ناخلف خودمان که توسط ما خلق شده اند.

چه مسئولیتشان را بپذیریم چه کتمانشان کنیم آنها بخشی از ما هستند؛ درست مثل فرزندمان که حتی اگر نامش را از شناسنامه مان خارج کنیم باز هم در درون خودمان می دانیم که نطفه اش توسط ما تشکیل شده است و مادامی که این حقیقت را نپذیریم در میدان ِ نبردی سخت، آکنده از رنج و محنت و البته پایان ناپذیر گرفتار خواهیم بود.

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *