درون نگاری

تا وقتی درس‌هات رو یاد نگیری

تا وقتی درس هات رو یاد نگیری

مولانا جان می فرماید:

پس قیامت شو قیامت را ببین
دیدنِ هر چیز را شرطست این

تا نگردی او ندانی‌اش تمام
خواه آن انوار باشد یا ظلام

یعنی اگر می‌خواهی حقیقت چیزی رو تمام و کمال درک کنی باید باهاش یکی بشی.

به نظر من خیلی مودبانه و خیلی ظریف گفتن که «اگر تجربه‌ی چیزی رو نداری (حسی، موقعیتی، شرایطی) در موردش حرف مفت نزن. اول اونجا باش، حسش کن، تجربه‌اش کن، اول باهاش یکی شو تا درکش کنی، بعد در موردش اظهارنظر کن.»

البته تجربه ثابت کرده که ما آدم‌ها مودبانه و ظریف رو کمتر می‌فهمیم، حتما باید پسِ گردنی محکم بخوریم تا بفهمیم. چون فکر می‌کنیم فقط ما خوبیم، فکر می‌کنیم همه چیز رو بهتر از همه می‌فهمیم، فکر می‌کنیم که اگه در فلان موقعیت جای فلانی بودیم صد‌ در صد بهتر از اون عمل می‌کردیم.

اینو به خودم می‌گم که هزار بار تا انتهای مسیر قضاوت پیش رفتم، هزار بار همه‌ی فکر‌هایی که نباید رو کردم و همه‌ی حرف‌هایی که نباید رو زدم، که هزار بار مودبانه و ظریف رو نفهمیدم و پسِ گردنی محکم رو خوردم.

میگم که یادم بمونه تا وقتی که این درس رو یاد نگیرم محکوم به موندن در همین سطح خواهم بود.

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *