درون نگاری, منطق نگاری

بیننده ی بدون قضاوت

توی یوگا یه اصطلاحی داریم به اسمدارشا، یعنیبیننده ی بدون قضاوت“. ازت میخوان که نسبت به بَدَنت دارشا باشی، یعنی از اثر  ِحرکات روی بدنت و همین طور از تمام حس هایی که داریفقطآگاه باشی بدون اینکه بخوای بدنت رو قضاوت کنی.

اگه بتونیم در تمام ِ زندگیمون دارشا باشیم حالمون خیلی خوب خواهد بود. اینکه ناظرِ اتفاقات زندگیمون و هر حسی که در هر لحظه داریم باشیم بدون اینکه بخوایم خودمون رو مورد قضاوت قرار بدیم.

یاد بگیریم که دائماً خودمون رو پشت میز محاکمه نَشونیم و به خاطر  ِ هر اتفاقی خودمون رو روانه ی سلول انفرادی نکنیم. وکیل مدافع خودمون باشیم نه قاضی و دادستان خودمون.

هیچ کس به ما نزدیکتر از ما نیست؛ نه پدر و مادرمون، نه همسرمون، نه فرزندمون و نه هیچ کس دیگه. اگه ما نتونیم با خودمون مهربون باشیم هیچ کس دیگه ای هم نمی تونه.

امسال تمرکز کردم رویدوست داشتن ِ خودو از اونجاییکه کاملا با این مفهوم غریبه ام خیلی سخت دارم پیش میرم، اما تلاش می کنم که هر روز کمی بیشتر از قبل خودم رو دوست داشته باشم و امیدارم روزی برسه که این حس رو عمیقا تجربه کنم. اینکه نسبت به خودم یه دارشای مهربون باشم.

author-avatar

درباره مریم کاشانکی

من زندگی کردن را ذره ذره یاد گرفتم. سی سالگی سرآغاز تحولی بزرگ در من بود؛ کشف مسیرهای جدید، کشف شاد بودن و لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت، کشف عاشقی، کشف ساده گرفتن زندگی، کشف خندیدن از ته دل، کشف خود را دوست داشتن و خلاصه کشف هر چیزی که می توانست از من‌ آدم بهتری بسازد.

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *