ردپاهایی هنوز تازه
اندیشهها، رخدادها، مسیرها، تجربهها و هر چیزی که ردّپایی در زندگی یک آدم معمولی (که من باشم) به جا گذاشته است.
من بلدم با موسیقی و کارهای دیگر شنیدن این حرفها را خوشایندتر کنم، اما میخواهم همانطور بکر که به زندگی من وارد شدند از کلامم خارج شوند، به همین دلیل فقط یک بار ضبطشان میکنم و اجازه میدهم هر چیزی که لازم است گفته شود در کلام جاری گردد.
زیاد در مورد خدا حرف میزنم چون هر چیزی که مربوط به اوست ردّپای روشن و عمیقی در زندگی من به جا گذاشته است.
این ردّپاها را بیش از هر کسی برای خودم به جا میگذارم، چون عادت به فراموشکاری دارم و نیازم به یادآوری بیش از نیازم به هر چیز دیگری است.
الهی شکرت…


