الهی شکرت…
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ «نزدیکتر از رگ گردن».
تازهترین نوشتهها
- گیر افتاده در خطوط بههم پیچیدهی تلفن14 بهمن 1404 - 10:28 ب.ظ
- دمپایی پاره13 بهمن 1404 - 11:21 ب.ظ
- تازهکارها به دنبال معنا هستند12 بهمن 1404 - 11:15 ق.ظ
فراموشیِ عاشقانه17 دی 1404 - 7:39 ب.ظ- چی بپزم؟16 دی 1404 - 8:07 ب.ظ

