الهی شکرت…
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ «نزدیکتر از رگ گردن».
تازهترین نوشتهها
- وقتی آدم واقعن چیزی را بخواهد29 بهمن 1404 - 11:08 ب.ظ
- آدمحسابیها28 بهمن 1404 - 10:17 ب.ظ
- دل سرخ و دانههای سیاه27 بهمن 1404 - 9:04 ب.ظ
- وسوسههای انرژیخوار26 بهمن 1404 - 9:57 ب.ظ
- شوخیهای آشپزخانهای – تفکیک جنسیتی25 بهمن 1404 - 10:03 ب.ظ

