الهی شکرت…
الهی، بدون تو نمیشود.
بدون تو هرگز نشده است و هرگز نخواهد شد.
بدون تو تاریک است، بدون تو دلگیر است، بدون تو ترسناک است.
بدون تو من نیستم که بخواهم ببینم میشود یا نه.
الهی، تو باش.
همانقدر نزدیک که گفتهای باش.
از آن فاصلهای که گفتهای حتی ذرهای دورتر نشو.
اگر میشود از آن هم نزدیکتر شو؛ «نزدیکتر از رگ گردن».
تازهترین نوشتهها
- شعر تنها22 بهمن 1404 - 8:59 ب.ظ
- منطقی یا احساسی؟ مسأله شاید این است21 بهمن 1404 - 10:09 ب.ظ
- خودغریبگی دردناک است20 بهمن 1404 - 8:26 ب.ظ
- زنده به کوچیدن19 بهمن 1404 - 9:21 ب.ظ
- سوالی که نباید از نویسنده پرسید18 بهمن 1404 - 7:49 ب.ظ







































































