مسئولیت پذیری

اگر نمی تونیصد در صدِمسئولیتِ تصمیماتی که برای زندگی شخصیت میگیری روبه تنهاییبر عهده بگیری و همیشه رویِ کمک دیگران برای اجرایی کردنِ تصمیماتت حساب می کنی،این یعنی اینکه تو هنوز معنیِ تصمیم گیری بیشتر بخوانید

برای هر زنی فقط یک مرد وجود دارد که…

برای هر زنی فقط و فقط یک مرد وجود دارد که اگر دیکته ی تمامِ کلمات را اشتباه بنویسد و یا تمامِ ضرب المثل ها را غلط به کار ببرد و یا تمامِ ترانه ها را وارونه بخواند، نه تنها ناراحت نمی شود و حرص نمی خورد و دلش نمی خواهد با پا به صورت طرف حمله کند، بلکه هر بار بیشتر و عمیق تر می خندد. (البته با فرضِ اینکه زنِ مذکور خودش دیکته بلد است.) اگر چنین مردی در زندگی ات سراغ داری

بیشتر بخوانید

بالا آوردن حالت را بهتر می کند

گاهی حال ِ آدم در زندگی دُرُست مثل ِ لحظاتی قبل از بالا آوردن است. آن هنگام که ناگهان بزاق ِ دهانت زیاد می شود و سرت به دَوَران می افتد و نای و مری و معده و تمام اجزاء ِ متصل می سوزد و گلویت تلخ می شود و حاضر نیستی دستشویی را با دنیا عوض کنی. اما در عین ِ حال میدانی که بالا آوردن یعنی امید ِ بهبودی. 

تهوع شاید از معدود احوال ِ بدی باشد که

بیشتر بخوانید

غیر‌ جذاب ترین مردان

مردانی که از معجزه ی خریدن گل آگاهند و اغلب این معجزه را به کار می گیرند، مردانی که خوب بلدند چطور دلداری بدهند، مردانی که در هر حالی گوش ِ شنوا هستند، مردانی که حرف های عاشقانه زدن را فراموش نمی کنند، مردانی که تمام ِ تاریخ ها را به خاطر دارند و یادشان نمی رود هدیه بگیرند، مردانی که فرق پنکک و کِرِم پودر را می دانند، مردانی که می دانند در خلوت باید چگونه باشند، و به طور کلی مردانی

بیشتر بخوانید

ساده ترین راه حل ها

اکثر آدم ها فکر می کنن که اگه از مغزشون استفاده کنن از گارانتی خارج میشه. بنابراین همیشه به سراغ ساده ترین راه حل ها میرن که عبارتند از: پرسیدن از دیگران، درخواست کردن از دیگران و دنبال کردنِ دیگران”.

جالب ترین قسمت قضیه اینه که همواره هم مشغول قضاوت کردن، نظر دادن و فضولی کردن درباره ی همون دیگران هستند.

اصولا انسان می تونست موجود جالبی باشه اگر

بیشتر بخوانید

عطر تو…

مشام ِ دلم ردّ ِ عطر ِ تو را جستجو می کند

بیشتر بخوانید

پریشانی موهایت، پریشانی من

گم می شود در پریشانی موهایت تمام ِ‌پریشانی ام

بیشتر بخوانید

خنده اش

من تمام ِ زندگی ام را با خود آوردم، او فقط خنده اش را آورد. اما فکر می کنم من هنوز بدهکارم.

بیشتر بخوانید

تو را عجیب به خاطر می آورم

تو را عجیب به خاطر می آورم؛ تو را در روزهایی که نبودی، تو را در چیزهایی که ندیدی، تو را در حرف هایی که نزدی، تو را در مهربانی هایی که نکردی به خاطر می آورم. تو را آنجا که نمی خواهم، تو را آنطور که نمی خواهم به خاطر می آورم. من تو را عمیق و دردناک به خاطر می آورم.

بیشتر بخوانید

عاشقت بودن یا عاشقت نبودن!!!!

عاشقت بودن سخت است، عاشقت نبودن از آن هم سخت تر

بیشتر بخوانید