سوتی های دانشجویی

دورانِ دانشجوییِ من پُر بود از سوتی های ریز و درشت. یه شب قبل از خواب، توو خونه ی دانشجویی، رفتم دستشویی؛ مسواک زدم، گلاب به روتون بقیه ماجرا رو انجام دادم، بلند شدم و دقیقا همون موقع “دوباره” مسواک زدم ?? یعنی حتی از مزه ی دهنم هم نفهمیدم که من همین الان مسواک زده بودم ? وَسَطای مسواکِ دوم

بیشتر بخوانید

تماس با ۱۱۸

یه بار زنگ زدم ۱۱۸، اپراتور گفت مثلا “راهنمای شماره ی فلان، بفرمایید.” خانمی که گوشی رو برداشت به محض جواب دادن گفت: “گوشی”. مطمئنم کاملا می تونید لحنش رو تصور کنید. کلمه ی کلیدی “لطفا” هم که خدارو شکر هیچ جایی توو فرهنگ ما نداره. گفت گوشی اما یادش رفت که منو هُلد کنه و اون طرف به مکالمه

بیشتر بخوانید

فمنیسم از نگاه یک زن

در بین تمام عقاید و مکاتبی که در طول قرنها در بین انسانها رواج داشته، فمنیسیم به طور قطع منحرف کننده ترین و آسیب زننده ترین اونهاست؛ چرا که این مکتب زنان رو هدف قرار داده که پرورش دهنده و تربیت کننده ی نسل ها هستن و هر قدمی که برمیدارن تاثیر مستقیمی بر روی آینده ی جامعه خواهد داشت.

بیشتر بخوانید

اندر مضامین نهفته در فیلم سینمایی سیب ترش

امروز یه فیلم دیدم؛ “سیب ترش”. البته از اواسط فیلم رسیدم. ماجرا از این قرار بود که یه جناب سروان در حین عملیات گروگان گیری به طور ناخواسته باعث مرگ یه نفر شد. طرف سرش خورد به دیوار و مرد، در حالیکه سروان بهش قول داده بود که اگه به من اعتماد کنی ازت حمایت میکنم. بعد از مرگ اون

بیشتر بخوانید

نسخه ی بهتری از خودت را بساز

هر ویژگی منفی ای که داشته باشی با افزایش سن و با گذشت هر روز از عمرت، بزرگ و بزرگتر میشود. مثلا اگر اهل غر زدن باشی هر روز غرغرو تر میشوی، اگر خسیس باشی هر روز خسیس تر میشوی، اگر کینه ای باشی کینه ای تر میشوی، اگر حساس و بدبین باشی هر روز حساس تر و بدبین تر

بیشتر بخوانید
مفهوم چراغ زرد
standard

مفهوم چراغ زرد

چراغ زرد یعنی اینکه پاتو بذار رو گاز تا قبل از قرمز شدنِ چراغ بتونی از تقاطع رد شی و اصلا معنیش این نیست که سرعتت رو کم کن که قراره چراغ قرمز بشه و باید توقف کنی. اگر هم کسی همچین برداشتِ اشتباهی از چراغ زرد بکنه مستحقِ اینه که تعدادی بد و بیراه و مقدارِ فراوانی بوق بشنوه

بیشتر بخوانید
لطیف بودم آن روز
standard

لطیف بودم آن روز

آن روز مشامم پر بود از عطر سنجد و خاک باران خورده، نگاهم پر بود از سبزیها، پوستم باد و باران را مهمان بود، قدم هایم سبک بودند و بی خیال. آن روز بوی کِرِمِ ملایمِ زنی لبخند بر لبانم می نشاند. آن روز خشم های خودساخته را خودخواسته کنار گذاشته بودم. لطیف بودم آن روز. می توانم هر روز

بیشتر بخوانید

تغییرپذیر باشیم

مثلِ این لوبیاهایی نباشیم که سه روز خیسشون می کنی،‌ بیست و چهار ساعت می پزیشون،‌ باز هم خیره خیره بهت نگاه می کنن و کوچکترین تغییری نمی کنن. تغییر پذیر باشیم. ??

بیشتر بخوانید
standard

انسان ها و حیوانات

در بین حیوانات کسی دیگری را گروگان نمی گیرد یا بر سرِ عقاید پوچ و بی سر و ته نمی کُشد. در بین حیوانات کسی درگیرِ باکره بودن یا نبودن ماده ها نیست. در بین حیوانات روابط پیچیده نیستند و بچه ها بد تربیت نمی شوند. در بین حیوانات تبِ گیاهخواری،‌ همجنسگرایی و فمینیستی واگیردار نیست. حیوانات هیچ گاه دزدی نمی

بیشتر بخوانید

عشق اصلا چیز عجیبی نیست

بهش میگم: احسان جان، چرا هر چیزی توو خونه ی ما خراب میشه سه سال طول می کشه تا درست بشه؟ میگه: خانم کاشانکی، مراحل اداریش باید طی بشه. بودجه اش تعیین بشه، به تصویب مجلس برسه و …. و منم که میخندم.

بیشتر بخوانید