تقلب کردن عرضه میخواد

سرِ یکی از امتحانا با خودم تقلب بردم اما تا اواخر امتحان لازم نشد ازش استفاده کنم، جوابها توو ذهنم بود. تا اینکه رسیدم به یه سوالی که جوابشو نوشته بودم اما خیلی شک داشتم. با هر بدبختی بود برگه ی تقلبمو نگاه کردم و دیدم جواب یه چیز دیگه ست. تغییرش دادم و به خودم افتخار کردم که با بردنِ تقلب حداقل یه سوالو نجات دادم. وقتی اومدم بیرون متوجه شدم که دقیقا همون یه جواب رو توو برگه ی تقلبم اشتباه نوشته بودم و جوابی که از ذهنم نوشته بودم درست بوده. 😐😐 هیچ کلمه ای برای توصیف خودم پیدا نکردم. (اصلا به کلماتی مثل خنگ و احمق و اینا فکر نکنید. خودم به بدتر از اینا فکر کردم بازم کافی نبود به نظرم 😕😕)

—————————

پیامِ اخلاقی داستان: اگه میخواید تقلب کنید اول راجع به عُرضه داشتن تحقیق کنید، مهمه 😶😶

—————————

ادامه...
ادامه...

عشق را تجربه کن

عشق را اگر تجربه کرده باشی می دانی که چگونه نرم و آرام ته نشین می شود در عمیق ترین و پنهانی ترین لایه های وجودت و همان عمیق ترین لایه ها با هر تلنگری به لرزه در می آیند و هر آن زلزله ای چند ریشتری از اعماق وجودت به سطح می آید؛ با هر نگاهی، با هر کلامی و با هر لمسی.

عشق را اگر تجربه کرده باشی می دانی که چگونه ذره هایی که در طولِ سالها در کنار هم قرار میگیرند تبدیل می شوند به عجیب ترین و ماندگارترین اتفاق زندگی ات.

عشق را اگر تجربه کرده باشی می دانی که نمی توانی سرعتش را زیاد کنی و نمی توانی متوقفش کنی، که عشق مستقل ترین اتفاقِ عالم است، که عشق میداند مسیرش چیست و مقصدش کجاست.

عشق را اگر تجربه کرده باشی می دانی که منطقی ترین دلیلِ به وجود آمدنت همان عاشق شدن است.

بگذار عشق تو را دعوت کند به آب تنی کردن در یک ظهرِ داغِ تابستان و غرق شو در لذتی که به هر ثانیه ات می بخشد.

ادامه...
ادامه...

خواب خوب مساوی است با سلامتی

خوابیدن مهمترین عامل در حفظ سلامتیه، به مراتب مهمتر از تغذیه و حتی ورزش. اگربه موقع،به اندازهوعمیقنمی خوابید باید به زودی منتظرِ عواقب جبران ناپذیرش باشید. اگه شما هم جز اون دسته از آدم هایی هستید که فکر میکنید خوابیدن مساوی است با وقت تلف کردن و یا گرفتار اضطراب هستید یا یه شغل سخت دارید که بهتون زمان برای خوابیدن نمیده، همین الان (یعنی دقیقا همین الان، خیلی مهمه) پاشید برید خودتونو از شرّ تمامِ این عقاید و عواملِ مزاحم خلاص کنید و به خوابتون سر و سامون بدید وگرنه بدنتون تاوانی ازتون پس خواهد گرفت که تحملش رو نخواهید داشت.

ادامه...

پذیرش – تغییر دادن افراد غیر ممکن است

آدم ها در جریانِ یک رابطه ی دو نفره به اندازه ی یک لشگر تلفات می دهند تا مهارتی کلیدی را بیاموزند. مهارتی به نامپذیرشکه تنها راهِ حفظ کردن و لذت بردن از روابط است. اینکه آدم ها را دقیقا همانطور که هستند و با تمام تفاوت هایی که با ما دارند بپذیریم و تلاش نکنیم که غیر ممکنی به اسم ِ تغییر دادن افراد را ممکن کنیم، چون نتیجه اش فقط و فقط اتلاف انرژی و نارضایتی دائمی ست.

ادامه...
ادامه...

پاسخ های بیخود به سوالات بیخودتر

پاسخ های بیخودی که معمولا کامپیوتری ها به سوالات غیرکامپیوتری ها می دن وقتی که این سوالات پای تلفن پرسیده میشن:

  • ویروس داری.
  • آپدیت نیستی.
  • فایروالت فعاله.
  • درایورش نصب نیست.
  • کَش رو خالی کن.
  • مودم رو خاموشروشن کن.
  • باطری لپ تاپ رو در بیار.

……

این جواب ها به این دلیل نیست که فکر می کنن طرف نمی فهمه. بلکه به این خاطره که حل کردن مشکلات کامپیوتری پای تلفن مثل این می مونه که از دکتر بخوایم بیمار رو تلفنی درمان کنه بدون معاینه و آزمایش و دارو حتی. پس این دفعه که برای کامپیوترتون مشکلی پیش اومد به جای زنگ زدن به نوه ی خالتون که احتمالا ترم اول دانشگاهه و دوست داره خودی نشون بده، کامپیوتر رو ببرید پیش متخصصین این کار تا هم چرخه ی این کسب و کارها بچرخه و هم اینکه مشکلتون سریع تر رفع بشه.

ادامه...
ادامه...

تجربه ی من از آکنه یا همان جوش صورت – درمان قطعی با روآکوتان

کانال تلگرام:دوستان، من تصمیم گرفتم یک کانال تلگرام در این رابطه ایجاد کنم که شاید اونجا بتونم آپدیت های بیشتری بذارم، عکس بذارم و اینکه افراد بیشتری بتونن بهش دسترسی داشته باشن. اگر دوست داشتید دنبال کنید. لطفا اگر سوالی دارید همین جا مطرح کنید. متاسفانه از طریق دیگه ای نمی تونم پاسخگو باشم. ممنونم از همتون.

NoAcne@

لینک کانال تلگرام: t.me/NoAcne

من تا پانزده سالگی پوستی مثل برگ گل داشتم. وقتی میگویم برگ گل واقعا اغراق نمیکنم. پوستی شفاف بدون حتی یک لک، که در اثر خوردن میوه های تازه و آب که از بچگی جز عادت های من بوده، بی نهایت سالم و سرزنده بود. از شانزده سالگی ناگهان آکنه با نرخی نجومی شروع به تولید شدن بر روی پوست من کرد. ابتدا برای چند سال جوش ها فقط بر روی پیشانی بودند. وقتی صحبت از جوش می کنم منظورم یکی دو تا جوش کوچک نیست. منظورم پوشیده شدن کامل پوست با جوش های بسیار بزرگ و متورم است. بر روی پیشانی من حتی یک جای خالی نبود. کسانی که مرا می شناسند کاملا این موضوع را تایید می کنند. کم کم پوست صاف و شفاف من به علت باقی ماندن اثر جوش ها و همچنین تولید مداوم آکنه دچار پیری زودرس شد. چروک و چاله هایی بودند که بر روی پوست بعد از هر جوش باقی می ماندند. من هم که نمی توانستم صورتم را دستکاری نکنم (از بس که اعتماد به نفسم پایین آمده بود) به این مساله دامن میزدم.

قاعدتا درمان را شروع کردم. دهها پزشک را دیدم و انواع داروها را مصرف کردم. من که تا قبل از آن نمی دانستم معده در کجای بدن قرار گرفته و وقتی کسی می گفت معده اش درد میکند نمی فهمیدم کجای بدن آدم درد میگیرد…

ادامه...

مقابله با ترس ها

ترسو بودن یا نبودن یه احساس درونیه که هر کس نسبت به خودش داره و توو خلوت خودش میدونه که آدم ترسوئی هست یا نیست. من درباره ی خودم میدونم که هستم چون لیستی دارم شامل حداقل ٢۵ موردِ اساسی که ترس های من هستن و وقتی کنار هم میذاریشون متوجه میشی که بخش ترسوی شخصیتت خیلی پررنگ تر از بخش شجاعشه. چند تا مورد از اون لیست بلند بالا اینا هستن:

١- (اونقدر شجاع نیستم که شماره یک رو بگم 😐) ٢- از دست دادن عزیزان ۳- مسئولیت یک انسان رو داشتن ۴- تصادف ۵- ارتفاعی که محصور نباشه ۶- آدم های عقده ای ۷- تنهایی برای تمام عمر ۸- اسارت ۹- جنگ ۱۰- دردِ زیاد . .

با بعضی از ترس ها سعی کردم مواجه بشم، از خیلی ها هم فرار میکنم، برای خیلی ها هم کاری از دستم بر نمیاد. اما در مجموع یاد گرفتم که خیلی از چیزهایی که ازشون می ترسیم هرگز اتفاق نمی افتن، پس رهاشون میکنم تا وقتی که پیش بیان، اون موقع یه فکری به حالشون میکنم (یا بهتره بگم یه خاکی توو سرم میریزم 😐)

پی نوشت: وقتی میگم مواردِ اساسی منظورم سوسک و موش و مارمولک و غیره نیست. این موجوداتِ بیچاره که سرنوشتشون دوست داشته نشدنه و به اندازه ی کافی سرخورده هستن. دیگه لازم نیست ما با ترسیدن ازشون این سرنوشت شوم رو توو سرشون بزنیم. خدارو شکر از اینا نمی ترسم 😐😜

ادامه...
ادامه...

کمالگرایی

کمالگرایی بیماری متولدین پنجاه و شصته. یه بیماری مزمن و بسیار خطرناک که به سادگی فرصت زندگی کردنِ واقعی و لذت بردن از زندگی رو از این افراد می گیره و تا به حال درمانی به جز خود-درمانی واسش پیدا نشده. یعنی فقط خودت می تونی خودتو درمان کنی به شرطی که اصلا بفهمی و قبول کنی که مبتلایی.

البته علائم خیلی واضحی داره، مثلا اینکه معتقدی هر وقت مُردیم وقت هست واسه خوابیدن. الان باید از زمان استفاده کرد. یا اینکه به درس خوندن تا پای گور ادامه میدی. یا انقدر کار می کنی که انواع مرض هارو میگیری. یا فکر میکنی باید سالی صد تا کتاب خوند. یا نمی تونی تصمیم به ازدواج با یه نفر  بگیری، چون همیشه فکر می کنی از این بهترم واسه تو هست. یه ایمیل که میخوای بنویسی بعد از سیصد بار خوندن و فرستادن باز فکر میکنی بهتر از اینم می تونستی بنویسی. خرید که می کنی بعد از گشتنِ کل شهر هنوز مطمئن نیستی این همونه که باید باشه……

تواناییهات رو اونقدر دست بالا نگیر که زیر فشار له بشی و دست آخر از همه چی ناامید و ناراضی باشی. مطمئن باش برای شاد بودن لازم نیست کوهها رو جابه جا کنی. فقط کافیه خودِ واقعیت باشی، با هرچی که داری و نداری.

ادامه...

عروسی

عروسی می گیریم که هدیه بگیریم. هدیه هامان را می فروشیم که بدهی های عروسی مان را بدهیم. معامله ی جالبی است.

ادامه...

آدم های ماست

بعضی آدم ها هم هستند که مهم نیست چه اتفاقی افتاده باشد؛ چقدر بزرگ، چقدر هیجان انگیز، چقدر ناراحت کننده یا چقدر هر چیزِ دیگر؛ این آدم ها همواره نقشِماسترا به خوبی ایفا می کنند، آن هم از نوع بسیار کم چرب.

ادامه...