تجربه های مثبت افراد از درمان آکنه

در این مقاله تلاش می کنم تجربه های مثبت سایر افراد را از درمان آکنه به هر روشی که برای آن ها موثر بوده جمع آوری نمایم و در اختیار خوانندگان قرار دهم تا با خواندن این نتایج مثبت همه ی افرادی که با آکنه درگیر هستند اولا به درمان امیدوار شوند و دوما بتوانند به راهکارهای مناسبی جهت درمان موثرتر دست یابند.

دوستان عزیزم باید به درمان باور داشته باشید، باید باور کنید که آکنه از بین خواهد رفت. اگر همیشه نگران جوش ها باشید هیچوقت دست از سر شما بر نمیدارند. در درمان هر نوع بیماری و مشکلی، باور به بهبودی مهمترین عاملی است که به بیمار کمک می کند. همه ی ما افرادی را دیده ایم که گرفتار بیماری های سخت بودند (مثلا سرطان) یا ناچار به انجام عمل های جراحی سنگین بودند اما چون باور داشتند که خوب میشوند خوب هم شدند. شاید این مقایسه خنده دار به نظر برسد اما حقیقت دارد. باور کنید که شما قرار نیست دیگر جوش بزنید و نگرانی ها را کنار بگذارید. در زندگی مسائل بسیاری مهمتری وجود دارد. خودتان را سرگرم آن مسائل کنید. سعی کنید کمتر جلوی آینه بروید و پوستتان را به حال خودش رها کنید. من دقیقا همین کار را کردم.

از صمیم قلب امیدوارم که مشکل آکنه برای تک تک شما یک بار برای همشه ریشه کن شود و دیگر هرگز نگران آن نباشید.

نرگس:

سلام . من هم خیلی جوش میزدم . ۱۷ سالمه الان وضع صورتم خیلی افتضاح بوووود خیلی . اما الان…

ادامه...
ادامه...

لطفا واژگان کامیپوتری را بومی سازی نکنید

واژگان تخصصی ِ کامپیوتر جزء اون دسته از واژگانی هستن که نباید بومی سازی بشن. یعنی اصلا نمیشه که بومی سازیشون کرد. من نمیدونم چه اصراریه یه عده زحمت کش سعی می کنن برای تمام کلمات این حوزه یه معادل فارسی پیدا کنن. اینجوری میشه که باید مدت ها به عبارت “درون ریز و برون بر ابزارک” خیره بشی تا بفهمی منظورش Import & Export Widgets هست. درون ریز؟! برون بر؟! ابزارک؟! 😧

یا اینکه هی بگردی دنبال اون دکمه ی لعنتی Save Changes و ببینی نوشته “انباره ی دگرگونی ها”. آخه این درسته؟  😣

بابام هر از گاهی گوشیشو میاره میده من یه چیزیشو درست کنم. حالا گوشیش چیه؟ یه سونی اریکسون که ظهورش تقریبا همزمان بوده با ضرب سکه در ایران. اما اصولا گوشی پدر مادرها فقط زبان مادری رو می فهمه. هی بالا پایین می کنی، دو ساعت میگردی، مگه اصلا منوی این گوشی چند تا گزینه داره آخه!!!! خدایا اونی که میخوام همیشه همینجا بود، کجاست پس؟ بابات هم هی میگه: بابا جان پیداش نکردی؟

آخر سر اعصابت خرد میشه میری زبان گوشی رو عوض می کنی و می بینی اون منو دقیقا همونجاست که باید باشه، اما انقدر ترجمه اش عجیب و غریب بوده که تو پیداش نمی کردی. بابات هم میگه: اوووههههه…. حالا دیگه خارجی شدی، زبان مادریت رو یادت رفته؟ 😐

زبان کامپیوتر یه زبان مشترکه بین تمام کامپیوتری ها. وقتی کد میزنن همه از یه زبان استفاده می کنن. اگر قرار بود هر کس به زبان خودش کد بزنه که نمی شد از نرم افزارها…

ادامه...
ادامه...

دست از احساس قربانی بودن یا احساس احمق بودن برداریم

علم کامپیوتر از خیلی از جهات یک علم انتزاعیه که اصولا در جهان بیرون نمود مشخصی نداره. به عنوان مثال وقتی از شما میخوان که یک شبکه رو شبیه سازی کنید تا مثلا کارکرد یک الگوریتم مسیریابی رو در اون شبکه بررسی و نتیجه گیری کنید، انگار که از شما میخوان برید احضار روح کنید و با این ارواح ارتباط گرفته و نتیجه رو برگردونید.

حتی تمام وب سایت هایی که ساخته میشن و تمام نرم افزارهایی که نوشته میشن انگار که در یک بعد دیگه ای از فضا قرار دارن. با اینکه شما نتیجه ی اونها رو مشاهده می کنید و باهاشون کار میکنید اما باز هم به معنای واقعی ملموس نیستند.

شبکه احتمالا غیرملموس ترین بخش علم کامپیوتره چون ارتباط مستقیم با بسته های دیتا داره که عملا کل این مفهوم یه چیزیه رو هوا.

برای آدمی مثل من که تمایل زیادی به کارهای عملی و فیزیکی داره، کار کردن در حوزه ی کامپیوتر میتونه شبیه به یک مرگ تدریجی باشه.

من با وجود علاقه ی شدیدی که به هنر داشتم رفتم و یه لیسانس آی تی گرفتم 🧐 این همه احترام به علائق قابل تحسینه، میدونم، ولی تشویق نکنید چون هنوز مونده  😐 به همین قانع نشدم و بعدش رفتم یه فوق لیسانس در گرایش شبکه های کامپیوتری گرفتم و تازه اون موقع بود که فهمیدم تا چه اندازه دور شدم از علائقم 😕

وقتی چالش های این مسیر رو گذروندم، تصمیم…

ادامه...
ادامه...

فرار کردن از زیر بار مسئولیت

برخی از انواع پرنده ها از روش های زیرکانه ای برای مراقبت از فرزندانشان استفاده می کنند یا بهتر است بگوییم برای فرار کردن از زیر بار مسئولیت نگهداری از فرزندان. این پرندگان تخم های خود را در لانه ی سایر پرنده ها و در کنار تخم های آنها می گذارند و به دلیل شباهت زیاد تخم ها، این پرندگان متوجه این موضوع نمی شود و وقتی جوجه سر از تخم بیرون می آورد گمان می کنند که فرزند خودشان است و از آن مراقبت می کنند.

اصولا جوجه ی این پرنده ها زودتر از سایر جوجه ها سر از تخم بیرون می آورد چرا که مادرانشان عملیات گرم کردن تخم را از داخل بدن خود شروع کرده اند. این جوجه ها بر طبق غریزه، زمانی که سر از تخم بیرون می آورند یا سایر تخم ها را از لانه بیرون می اندازند و یا منتظر می شوند تا بقیه جوجه ها  به دنیا بیابند و سپس آن ها را یکی یکی می کشند تا پرندگان متوجه فریبی که خورده اند نشوند و تمام توجه خود را معطوف به همان یک جوجه کنند. خوب البته از آن مادران چنین فرزندانی هم انتظار می رود.

در بین انسان ها گونه های پیشرفته ای از این فریب کاری و فرار از مسئولیت وجود دارد. انسان ها بچه دار می شوند و به سادگی فرزندان خود را به پدر و مادرشان می سپارند و خودشان به سر کار یا مسافرت یا…

ادامه...

درون ِ آدم ها

در درون ِ هر آدم باشعوری یک آدم بی شعور نهفته است که اگر زیادی تحریک شود خودش را نشان خواهد داد. اما بر عکسش صادق نیست. یعنی در درون ِ هیچ آدم بی شعوری یک آدم باشعور نهفته نیست. پس هیچ گاه نباید انتظار ظهورش را داشت.

ادامه...

فینگلیش به سبک جدید

قبلا ها فارسی رو با حروف انگلیسی می نوشتیم و بهش می گفتیم فینگلیش. جدیدا انگلیسی رو با حروف فارسی می نویسیم و هنوز هیچ اسمی واسش انتخاب نکردیم. فینگلیش خودش به اندازه ی کافی دردناک بود،‌ هنوز نمی دونم چرا این کار رو می کردیم،‌ کیبوردها که همیشه حروف فارسی داشتن پس می تونستیم عین آدم فارسی رو فارسی بنویسیم. اما ما به همون فینگلیش قناعت نکردیم و مرزهای خلاقیت رو در نوردیدیم تا اینکه تونستیم انگلیسی رو با حروف فارسی بنویسیم. این یکی دیگه از عجایب خلفته، فکر نمی کنم هیچ زبانی انقدر قابلیت داشته باشه.

وسط یه متن فارسی خیلی سخته که از Alt+Shift استفاده کنیم یا روی موبایلمون مثلا روی دکمه ی زبان کلیک کنیم و زبان رو تغییر بدیم. چه کاریه اصلا، وقتی هر زبانی رو میشه با حروف فارسی نوشت چرا اصلا نکنیم این کارو؟ دیگه لازم هم نیست دیکته ی کلمات انگلیسی رو بلد باشیم. همه رو فارسی می نویسیم و گور بابای مخاطب که چقدر باید فکر کنه تا بفهمه منظور چیه. 😒 😠

 

ادامه...
ادامه...

جنگیدن با طبیعت

طبیعت بسیار بسیار قدرتمند است، بسیار قدرتمندتر از هر نیرویی که بشر بتواند متصور شود. جنگیدن با طبیعت و ایستادن در مقابلش ثمری جز نابودی نخواهد داشت. تنها گزینه ی بشر در مقابل طبیعت این است که مانند تمام موجودات دیگر با آن همراه شده و اجازه دهد تا طبیعت رسالت خود را به سرانجام برساند و در این مسیر لذت ببرد از هر اتفاقی که طبیعت برایش رقم خواهد زد.

پیر شدن ِ من و تو جزئی از روال ِ طبیعت است و این روال را هیچ نیرویی نمی تواند تغییر دهد. اگر تلاش کنی که دیرتر پیر شوی، مثلا فکر کنی که عمل جراحی می تواند کمک کند،‌ تنها اتفاقی که می افتد این است که طبیعت تو را و دلت را سریعتر پیر خواهد کرد تا قدرتش را به نمایش بگذارد. در حالیکه اگر این روال را بپذیری و تلاش کنی با آن همراه شده و از هر لحظه اش لذت ببری خواهی دید که طبیعت هم با تو مهربان تر خواهد شد.

ادامه...

اگر یک سال از او دور بودی…

اگر یک سال ِ پیش کسی را دوست داشتی و یک سال است که او را ندیدی، پس دیگر مطمئن نباش که هنوز هم بتوانی دوستش داشته باشی. آدم ها در طول یک سال میتوانند تبدیل به شخص دیگری شوند و به احتمال زیاد هم می شوند. یک سال از زندگی می تواند از ما فردی را بسازد که به هیچ وجه شبیه کسی که قبلا بودیم نباشیم. وقتی آدم ها این یک سال را با هم میگذرانند فرصت پیدا میکنند که تغییرات را هضم کنند و در واقع یک تصور ِ خیالی از یکدیگر نمی سازند، بلکه با خودِ واقعی هم زندگی می کنند.

پس حداکثر تا شش ماه می توان از کسی دور بود و همچنان ادعا به شناخت او داشت. بعد از آن بهتر است یا اصلا به سراغش نروی و یا همه چیز را از نو شروع کنی.

ادامه...
ادامه...

فمنیسم از نگاه یک زن

در بین تمام عقاید و مکاتبی که در طول قرنها در بین انسانها رواج داشته، فمنیسیم به طور قطع منحرف کننده ترین و آسیب زننده ترین اونهاست؛ چرا که این مکتب زنان رو هدف قرار داده که پرورش دهنده و تربیت کننده ی نسل ها هستن و هر قدمی که برمیدارن تاثیر مستقیمی بر روی آینده ی جامعه خواهد داشت. در واقع اونها تعیین کننده مسیر جوامع هستن. بنابراین وقتی که بشه زنان رو تحت کنترل داشت میشه بر روی کل جامعه تسلط داشت.

وقتی ما جنگ بر سر چیزی رو شروع میکنیم یعنی در وهله ی اول پذیرفتیم که مالکِ اون چیز نیستیم و باید برای به دست آوردنش تن به مبارزه بدیم. بنابراین این باور در ما ایجاد میشه که حقوق ما توسط عوامل بیرونی از ما گرفته شده و ما باید با اون عوامل بیرونی بجنگیم تا بتونیم حقوقِ از دست رفته مون رو زنده کنیم.

دقیقا همین جاست که باورهای غلط در ما شروع به شکل گرفتن می کنن و به قول عباس منش جهان دقیقا شرایط رو برای ما طوری رقم میزنه که به ما ثابت بشه که این باورها درست هستن. یعنی آدم هایی بر سر راه ما قرار میگیرن که واقعا حقوق ما رو نقض میکنن، ما در جایی مشغول به کار میشیم که حقوق ما در نظر گرفته نمیشه، با فردی ازدواج میکنیم که به حقوق ما احترام نمیذاره و هر روز زنانی رو میبینیم که حقوقشون پایمال شده و بنابراین بیشتر و بیشتر به…

ادامه...

ازدواج و شروع زندگی در شهری دیگر چگونه می تواند باشد؟

من بعد از ازدواج برای زندگی کردن به قزوین اومدم، یا بهتره بگم هجرت کردم. چون وقتی به قصدِ موندن میری دیگه اسمش میشه هجرت. سی و یک سالِ قبل از اون رو کرج زندگی کرده بودم.

کرج شهریه که در اون هیچ چیزی اونقدر خاص نیست که وجه تمایز این شهر باشه، هیچ غذایی، هیچ فرهنگی، هیچ سوغاتی ای، هیچ مراسمی و نه  هیچ چیز دیگه ای. چون افرادی از فرهنگ های مختلف در این شهر زندگی میکنن. بنابراین در این شهر یه چیزی وجود نداره؛ “تعصب”. تعصب همون چیزیه که سرمنشا بیشتر مشکلات بشر در طول تاریخ بوده. اینکه آدم ها همیشه بر سر بعضی چیزها تعصب داشتن و همین تعصب اونها رو وادار به مبارزه کرده در حالیکه وقتی دقت میکنی می بینی تقریبا تمام تعصب ها بی پایه و اساس هستن. این خاصیت در کمتر شهری در ایران وجود داره.

من وقتی بعد از ازدواجم به قزوین اومدم همه چیز برای من جدید بود؛ آدم های جدید، رسومات جدید، تعصبات جدید، تفکرات و عقاید جدید، لهجه ی جدید، غذاهای جدید و هزاران چیز جدید دیگه و من از هجوم یکباره ی این همه چیزهای جدید دچار سردرگمی عجیبی شدم که این سردرگمی منو گرفتار چالش های فردی بسیار زیادی کرد. ازدواج به خودی خود فرد رو به شدت به چالش میکشه، و وقتی که این امر با مهاجرت همراه میشه به خصوص زمانی که از خانواده ی خودت دور و به خانواده ی همسرت نزدیک میشی این چالش تبدیل به…

ادامه...