Category: منطق نگاری

standard

درسی که فوتبال برای ما دارد

من هیچی از فوتبال نمی دونم. یعنی اطلاعات من درباره ی فوتبال در حدّیه که یه مرغ ممکنه در مورد فلسفه بدونه!! اگه یه روزی بفهمم که آفساید دقیقاً چیه اون روز خودم رو لایق دریافت یه کاپ قهرمانی می دونم. اما با همین اطلاعات ِ ناقص فکر می کنم که این ورزش یه درس بزرگ برای همه ی ما

بیشتر بخوانید

ارزش ما خیلی بیشتر از یه زندگی این مدلیه

یه بار توو خیابون یه آقایی اومد جلو و اون سوال کلیشه ای رو پرسید که «خانم می تونیم با هم آشنا بشیم؟» گفتم ببخشید من متأهلم،‌ گفت اتفاقا منم متأهلم 🤭 یه آن احساس کردم که به قول خارجی ها We have so much in common 😶 می خواستم بگم حالا که انقدر نقاط مشترک داریم بیا با هم دوست باشیم

بیشتر بخوانید

مغز ما جعبه ی جواهرات ارزشمند ماست

من یاد گرفتم که از معده ام به عنوان سطل زباله استفاده نکنم، مثلا اگه نمیشه یه غذایی رو نگه داشت و من جا ندارم که اون غذارو بخورم قطعاً می ریزمش دور اما به زور نمی خورمش که مثلا حروم نشه چون فهمیدم که اسم این کار “اسراف نکردن” نیست، بلکه اسمش تبدیل کردن معده به سطل زباله است

بیشتر بخوانید
standard

متعادل بودن

تقریبا مطمئنم که من هرگز روی بدنم تأتو نخواهم کرد؛ چون هیچ نقشی، هیچ نوشته ای، هیچ عقیده ای و هیچ چیزی برای من اونقدر خاص نیست که حاضر باشم تا آخر عمرم بپذیرمش و تمام عمر جلوی چشمم باشه. من اگه بچه ای می داشتم هیچوقت نمی تونستم اسمی براش انتخاب کنم چون هیچ اسمی هم برام اونقدر خاص

بیشتر بخوانید

جهان بر پایه ی خیر است

بذار یه چیزی بهت بگم که خیالت راحت بشه؛ جهان بر پایه ی خیره، نیروی خیر تنها نیروی حاکم بر جهانه. هر اتفاقی که در هر گوشه ای از جهان می افته که شاید از نظر ما منفی یا مثبت باشه، تولد ها و مرگ و میرها، دوستی ها و دشمنی ها، جنگ ها و صلح ها، همه و همه

بیشتر بخوانید

چالش ۲۱ روز نظم و ترتیب – قراره آدم منظمی بشم :دی

من آدم به شدت شلخته ای هستم، هر جاییکه پامو می ذارم اونجارو شلوغ و به هم ریخته می کنم، هیچوقت نمی تونم اون موقعی که باید وسیله ها رو سر جاشون بذارم و فضا رو مرتب نگه دارم. از یه پدر ارتشی ِ به شدت مرتب چنین دختر شلخته ای بعیده واقعا،‌ ولی خب هستم دیگه.? البته باید اینو

بیشتر بخوانید
standard

چیزهای کوچیک رو ببین و ازشون لذت ببر

خیلی سخته که بتونی از موفقیت های کوچیک لذت ببری، از خوشی های کوچیک شاد بشی، بابت نعمت های کوچیک سپاسگزار باشی، از تغییرات کوچیک شروع کنی. خیلی سخته که تمام این چیزهای کوچیک برات انگیزه باشن و ناامید نشی، اما فقط در اینصورته که موفقیت های بزرگ، خوشی های بزرگ و نعمت های بزرگ به سراغت میان. فقط در

بیشتر بخوانید
standard

اجازه بدیم بچه ها قهرمان باقی بمونن

وقتی بچه ای خودت رو زیبا میدونی چون واقعا هستی. خودت رو خلّاق میدونی چون هستی. خودت رو باهوش میدونی چون هستی. خودت رو خوش اخلاق و مهربون میدونی چون هستی. خودت رو باعُرضه می دونی چون هستی…. هرچی بزرگتر میشی از گوشه و کنار می شنوی که “در مقایسه” با بقیه ی بچه ها زیبا نیستی، در مقایسه با بقیه باهوش نیستی، خلاق

بیشتر بخوانید
standard

بیننده ی بدون قضاوت

توی یوگا یه اصطلاحی داریم به اسم “دارشا“، یعنی “بیننده ی بدون قضاوت“. ازت میخوان که نسبت به بَدَنت دارشا باشی، یعنی از اثر  ِحرکات روی بدنت و همین طور از تمام حس هایی که داری “فقط” آگاه باشی بدون اینکه بخوای بدنت رو قضاوت کنی. اگه بتونیم در تمام ِ زندگیمون دارشا باشیم حالمون خیلی خوب خواهد بود. اینکه

بیشتر بخوانید
standard

کتاب خواندن یا مورد عجیب بنجامین باتن

داستانِ کتاب خواندن من داستانِ “مورد عجیب بنجامین باتن” است. من کتاب خواندن را با «ربه کا» ی دافنه دوموریه شروع کردم. در سیزده سالگی شکسپیر را خواندم و در سالهای قبل و بعد از آن خودم را با خواندن «خشم و هیاهو» ی ویلیام فاکنر، «دوبلینی ها» ی جیمز جویس، «مسخ» کافکا، «به سوی فانوس دریایی» ویرجینیا وولف، «ضیافت»

بیشتر بخوانید