دسته بندی: طنز نگاری

من اصلا گیج نیستم، می دونم تو هم نیستی

یه بار از یه کلینیک وقت ِ چشم پزشکی گرفتم. از کرج رفتم تهران و توی اوج شلوغی ِ تهران به سختی خودمو رسوندم به کلینیک. وارد شدم و حضورمو به منشی دکتر اعلام کردم. منشی گفت دکتر عمل داره و با یک ساعت تاخیر میاد. منم از فرصت استفاده کردم و پیش دو تا دکتر  ِ دیگه توی همون

بیشتر بخوانید

رابطه ی مردان و سوسک

هر وقت شنیدید که یه مردی میگه من از سوسک نمی ترسم اما چندشم میشه، مطمئن باشید که می ترسه، خیلی هم می ترسه. کسی که از سوسک نمی ترسه هیچوقت این جمله رو به کار نمی بره چون پیشفرض اینه که همه از سوسک چندششون میشه و اصلا نیازی به گفتنش نیست. خانوم هایی هم که می ترسن که

بیشتر بخوانید

شکست عشقی

زنگ زد گفت: «یه نسخه از پایان نامه ی فوق لیسانست رو بده به من.» من خیلی خوشحال شدم گفتم: «واقعا میخوای پایان نامه ی منو داشته باشی؟!» گفت: «آره، حجمش خیلی زیاده، میخوام پشت برگه هاش چک نویس کنم ورق سفید حروم نشه.» ? ? به نظرم ضایع ترین نوع شکست ِ عشقی بود. ☹️  

بیشتر بخوانید
لطفا واژگان کامیپوتری را بومی سازی نکنید

لطفا واژگان کامیپوتری را بومی سازی نکنید

واژگان تخصصی ِ کامپیوتر جزء اون دسته از واژگانی هستن که نباید بومی سازی بشن. یعنی اصلا نمیشه که بومی سازیشون کرد. من نمیدونم چه اصراریه یه عده زحمت کش سعی می کنن برای تمام کلمات این حوزه یه معادل فارسی پیدا کنن. اینجوری میشه که باید مدت ها به عبارت “درون ریز و برون بر ابزارک” خیره بشی تا

بیشتر بخوانید

کار امروز را به فردا انداختن

هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز. قشنگ بنداز دو سه ماه بعد که به هیچ وجه عجله نکرده باشی. 😀

بیشتر بخوانید

در باب سریالهای ایرانی

سریال های ایرانی پیام های اخلاقی رو با مشت می کوبن توو صورتِ آدم و خودشون فکر میکنن که کاملا دارن در لفافه میگن!!! یعنی انقدر خلاقیت ندارن که یه جوری بگن که کمتر تابلو باشه و لابد با خودشون فکر میکنن “ما که داریم به صورت ریشه ای فرهنگ سازی می کنیم و انقدر باحالیم پس چرا مخاطب نداریم؟”

بیشتر بخوانید