برای حال خوب خودت ارزش قائل باش

خیلی وقت ِ پیش یه جایی یه اصطلاحی خوندم؛ جوابهای راه پله ای. یعنی جوابهایی که وقتی از در اومدی بیرون و داری میری توی راه پله به ذهنت می رسن. می گی کاش بهش گفته بودم فلان، کاش فلان جواب رو به فلان حرفش داده بودم. . جوابهایی که آرزو می کنی ای کاش زودتر به ذهنت رسیده بودن،

بیشتر بخوانید

نمی شود که تو باشی و عشق نباشد

نمی شود که تو باشی و عشق نباشد؛ مثل رابطه ی خورشید و نور است. نمی شود که خورشید باشد و نور نباشد، علت و معلولند اینها. اما تو از آن خورشیدهایی که نورشان همیشه هست، حتی وقتی خودشان نباشند پرتوهای نورشان از کیلومتر ها آن طرف تر دلِ آدم را روشن می کند. دستانت مأمن عشق اند، عشق در

بیشتر بخوانید

تنها چیزی که ارزش تلاش کردن داره شادتر بودنه

یه زمانی بود که من در هیچ جمعی،‌ برای هیچ کسی و به هیچ دلیلی دست نمی زدم. هر وقت که مثلاً می گفتن تشویق کنید یا لازم بود دست بزنیم من دست به سینه می نشستم چون فکر می کردم اینطوری با کلاس ترم. توی جشن فارغ التحصیلی لیسانسم شرکت نکردم چون فکر می کردم که چرا باید یه

بیشتر بخوانید

این مکان مجهز به هیچ کوفتی نیست

این مکان مجهز به هیچ کوفتی نیست، خودت آدم باش!

بیشتر بخوانید

فوت و فن های قیمه نثار از زبان قزوینی ها

همسر من قزوینی هستن و من بعد از ازدواج برای زندگی کردن به قزوین اومدم. به نظر من قزوین شهر ِ بهترین طعم های ایرانه. من هر شهری که میرم حتما غذاهای اون شهر رو امتحان می کنم، مثلا دنده کباب کرمانشاه، بریونی اصفهان، آبگوشت یزد، میرزاقاسمی و باقلا قاتوق و کته کبابی شمال همه شون بی نظیرن، حرف ندارن،

بیشتر بخوانید

واقع گرایی حرف مفته

آدم ها یا منفی گرا هستن یا مثبت گرا، چیزی به اسم واقع گرایی وجود خارجی نداره، چرا؟ چون واقعیت هارو ما هستیم که داریم «ایجاد می کنیم». اگر واقعیت زندگی من مطلوب و خوشایند نیست معنیش این نیست که برای تمام افراد همینطوره. دُرُست زمانی که من در حال ِ تجربه کردنِ واقعیت هایی تلخ هستم دقیقاً در یک

بیشتر بخوانید

به دغدغه هامون بخندیم

سال اول ابتدایی دیکته ی کلمه ی سیب زمینی رو اشتباه نوشتم، نمی دونستم جدا نوشته میشه یا سرِهم. یه جورایی بینابینی نوشته بودم که مثلا معلم نفهمه و نمره بده. از شانس معلم همون موقع دیکته هارو صحیح کرد و از من پرسید که مریم این رو سرهم نوشتی یا جدا، منم که نمی دونستم کدوم درسته ولی مجبور

بیشتر بخوانید

من اسم مستعار دارم

من اسم مستعار دارم؛ «سمیرا». قدیم ها می گفتند ریشه ی عربی دارد و  معنی اش می شود زن گندمگون. این روزها کشف کرده اند که آنکه می شود زن گندمگون سُمَیرا است. حالامیگویندکه سمیرا از یک طرف می رسد به زبان سانسکریت و معنایش می شود همراه خوشایند، از طرف دیگر ریشه در فارسی کهن دارد و یک جورهایی

بیشتر بخوانید

درسی که فوتبال برای ما دارد

من هیچی از فوتبال نمی دونم. یعنی اطلاعات من درباره ی فوتبال در حدّیه که یه مرغ ممکنه در مورد فلسفه بدونه!! اگه یه روزی بفهمم که آفساید دقیقاً چیه اون روز خودم رو لایق دریافت یه کاپ قهرمانی می دونم. اما با همین اطلاعات ِ ناقص فکر می کنم که این ورزش یه درس بزرگ برای همه ی ما

بیشتر بخوانید

ارزش ما خیلی بیشتر از یه زندگی این مدلیه

یه بار توو خیابون یه آقایی اومد جلو و اون سوال کلیشه ای رو پرسید که «خانم می تونیم با هم آشنا بشیم؟» گفتم ببخشید من متأهلم،‌ گفت اتفاقا منم متأهلم 🤭 یه آن احساس کردم که به قول خارجی ها We have so much in common 😶 می خواستم بگم حالا که انقدر نقاط مشترک داریم بیا با هم دوست باشیم

بیشتر بخوانید